نگارش بیزینس پلن و طرح توجیهی
 

نکات مهم در نگارش بیزینس‌ پلن یا برنامه کسب‌وکار

قبل از این‌که بیزنس‌ پلن خود را شروع کنید، در مورد برخی از قوانین صحبت می‌کنیم که کل روند برنامه‌ریزی کسب‌وکار را آسان می‌نماید. این قوانین به شرح زیر می‌باشند:

مختصر و کوتاه باشد: بیزینس‌پلن‌ها باید کوتاه و مختصر باشد که استدلال آن بر دوپایه است، ابتدا بیزنس‌پلن شما باید خوانده شود. هیچ‌کس قصد ندارد یک طرح تجاری 100 صفحه‌ای یا 40 صفحه‌ای را بخواند. ممکن است برای بخش‌های خاصی نیاز به مستندات باشد که می‌توانید این عناصر را در بخش پیوست بیزینس‌پلن وارد کنید. ‌‌هم‌چنین، بیزینس‌پلن شما باید ابزاری باشد که برای اداره و رشد کسب‌وکار خود از آن استفاده می‌کنید.

مخاطبان خود را بشناسید: بیزینس‌ پلن خود را با استفاده از زبانی بنویسید که مخاطبان شما قادر به درک آن باشند. به‌عنوان مثال، اگر شرکت شما در حال توسعه یک مبحث و روند علمی پیچیده است اما سرمایه‌گذاران شما متخصص آن حوزه نیستند و درک درستی از اصطلاحات اختصاری آن ندارند، سرمایه‌گذاران خود را آماده کنید و توضیحات مربوط به محصول خود را با استفاده از اصطلاحاتی ساده و مستقیم بیان کنید. ‌‌هم‌چنین می‌توانید در صورت لزوم از پیوست برای ارائه مشخصات کامل استفاده نمایید.

بیزنس خود را مورد آزمون قرار دهید: بیزینس‌ پلن به شما کمک می‌کند تا قبل از شروع کسب‌وکار ایده خود را مورد آزمایش قرار دهید. هنگامی‌که شما دارید بر روی تمام عناصری که مربوط به برندتان است، کار می‌کنید، بهترین کاری که می‌توانید انجام دهید، دریافت بازخورد و آزمایش عناصر مختلف کسب‌وکار است. این آزمایشات می‌تواند شامل داشتن یک مربی یا شریک یا انجام تحقیقات بازار و گفتگوی مستقیم با مشتری باشد. هرچه بیشتر عناصر برنامه خود را مورد بررسی قرار دهید، بیزنس شما بهتر خواهد شد. این امر می‌تواند شما را از اتلاف وقت و هزینه برای تدوین استراتژی‌هایی که قابلیت اجرایی ندارند، نجات دهد.

اهداف و مقاصد را تعیین کنید: در ابتدا باید مشخص سازید که می‌خواهید چه کاری انجام دهید. آیا می‌خواهید تیم کاری خود را گسترش دهید یا مکان دیگری را راه‌اندازی نمایید. دانستن آن‌چه می‌خواهید به انجام برسانید و داشتن سوالاتی از این قبیل به شما کمک می‌کند تا بیزنس‌پلن خود را به طور خاص برای رسیدن به این اهداف تدوین کنید. در حال حاضر، ممکن است شما برای رسیدن به اهداف خود از قبل برنامه خاصی را در نظر نداشته باشید و لذا بیزینس‌پلن به شما کمک می‌کند تا معیارهای موفقیت را تعریف کنید، اهداف خود را تحقق ببخشید و عناصر کسب‌وکار خود را بیشتر برای رسیدن به هدف موردنظر توسعه دهید. شما به اهداف الهام‌بخش برای شروع نیاز دارید پس بر روی اهداف مهم متمرکز شوید.

وحشت زده نشوید: آیا می‌دانید اکثر صاحبان مشاغل و کارآفرینان متخصص تجارت نیستند؟ آن‌ها مدرک مدیریت کسب‌وکار ندارند یا در حال یادگیری آن هستند یا دنبال ابزار و منبعی برای خود هستند. نوشتن یک بیزنس‌پلن ممکن است مانند یک مانع بزرگ به نظر برسد، اما در واقع این‌طور نیست. شما بر کسب‌وکار خود تسلط دارید و در آن متخصص هستید، به همین دلیل، نوشتن یک طرح تجاری و استفاده از آن برای رشد، آن‌قدر که فکر می‌کنید، چالش‌برانگیز نخواهد بود.

 

اجزای اصلی بیزینس‌پلن یا طرح کسب‌وکار

برای تهیه طرح کسب‌وکار باید بدانید چه مواردی را در آن بگنجانید، از چه مواردی صرفنظر کنید و در عین حال باید عناصر اصلی همه طرح‌های مهم مالی و منابع اضافی را در طرح‌تان قرار دهید. به یاد داشته باشید، طرح کسب‌وکار، ابزاری برای داشتن یک کسب‌وکار بهتر است و حکم یک سند آماده را دارد که می‌توانید طبق یک زمان‌بندی مشخص به آن رجوع کنید و بر اساس اطلاعات‌تان نسبت به مشتری، فروش، روش‌های بازاریابی، موفقیت‌ها و مشکلات پیرامون بودجه و پیش‌بینی‌ها، آن را به‌روزرسانی کنید. بنابراین این طرح کسب‌وکار بر اساس اهداف شما تهیه می‌شود و لذا باید از آن برای پیگیری پیشرفت‌ها و اصلاح کسب‌وکارتان استفاده کنید. از عناصر موردنیاز برای تهیه طرح کسب‌وکار می‌توان به موارد زیر اشاره کرد. چه هدف شما ساختن یک پلن برای جمع‌آوری پول و رونق کسب‌وکار باشد یا فقط نیاز دارید که بفهمید ایده شما موثر و کارآمد است یا خیر، بهترین کار نوشتن بیزنس پلن است. هر بیزنس‌پلن باید 6 بخش اساسی را پوشش دهد. در ادامه یک نمای کلی از این 6 بخش را ارائه می‌دهیم که به شرح زیر می‌باشد.

 

بخش اول: خلاصه اجرایی

خلاصه اجرایی بیزینس‌پلن، کسب‌وکار شما را معرفی می‌کند و توضیح می‌دهد که شما چه کاری را انجام می‌دهید و ‌‌هم‌چنین آن‌چه را که خوانندگان به دنبال آن هستند را ارائه می‌دهد. این بخش از نظر ساختاری، اولین بخش از بیزنس‌پلن شما می‌باشد. اگرچه خلاصه اجرایی اولین موردی است که خوانده می‌شود ولی توصیه ما این است که در آخر نوشته شود. زیرا هنگامی‌که از جزئیات مشاغل خود در خارج و داخل مطلع شدید، آمادگی بیشتری برای نوشتن خلاصه اجرایی خود خواهید داشت. در هر صورت، این بخش خلاصه‌ای از هر چیزی است که قصد دارید در مورد آن بنویسید. در حالت ایده‌آل، خلاصه اجرایی می‌تواند به‌عنوان یک سند مستقل عمل کند که نکات برجسته برنامه شما را پوشش دهد. در حقیقت، بسیار مرسوم است که سرمایه‌گذاران هنگام ارزیابی کار شما فقط خلاصه اجرایی را بخواهند و اگر آنچه را که در خلاصه اجرایی می‌بینند را دوست داشته باشند، اغلب درخواست برنامه کامل‌تر را می‌نمایند. از آن جایی‌که خلاصه اجرایی یکی از مولفه‌های مهم برنامه بیزنسی شماست، از این رو از روشن و مختصربودن آن تا حد امکان مطمئن شوید. خلاصه شما باید نکات کلیدی را پوشش دهد اما زیاد وارد جزئیات نشوید. در حالت ایده آل خلاصه اجرایی باید حداکثر شامل یک تا دو صفحه باشد و به گونه‌ای طراحی شده باشد که به صورت سریع خوانده شود و باعث جلب توجه شود تا سرمایه‌گذاران را مشتاق به شنیدن مطالب بیشتری کند.

بررسی اجمالی تجارت: در بالای صفحه، درست زیر نام کسب‌وکار خود یک جمله در مورد نمای کلی از کسب‌وکار خود بیاورید که خلاصه کار شما را نشان دهد. این نمای کلی می‌تواند یک برچسب یا شعار شرکت نیز باشد. اما اگر جمله‌ای که کار شرکت شما را نشان دهد نوشته شود اغلب موثرتر می‌باشد. این بخش اغلب به‌عنوان ارزش کار شما شناخته می‌شود.

مشکل: در یک یا دو جمله، مشکلی که شما در بازار خود حل می‌کنید را به صورت خلاصه شرح دهید. هر کسب‌وکاری مشکلی را برای مشتریانش حل می‌کند و یک نیازی را پوشش می‌دهد.

راه حل: شما چگونه می‌توانید مشکلی را که در بازار شناسایی کرده‌اید، را حل کنید؟

بازار هدف: بازار هدف یا مشتری ایده‌ال شما کیست؟ چه تعداد از آن‌ها آن‌جا هستند؟ در اینجا خاص بودن بسیار مهم است. اگر شما یک شرکت تولید کفش هستید، شما همه آن مجموعه را هدف قرار نمی‌دهید. شما به احتمال زیاد بخش خاصی از بازار مانند زنان یا ورزشکاران را مود هدف قرارداده‌اید. این کار برای شما آسان‌تر خواهد بود که مشتریانی که به احتمال زیاد از شما خریداری می‌کنند را جذب کنید.

رقابت: چگونه بازار هدف امروزه این مشکلات را حل می‌کند؟ آیا گزینه‌های جایگزین در بازار وجود دارد؟ هر کسب‌وکاری دارای نوعی رقابت است و این مهم است که در خلاصه خود این را شرح دهید.

بررسی اجمالی شرکت و تیم: یک مرور و توضیحی کوتاه درباره تیم خود و این‌که چرا شما و تیم‌تان افراد مناسبی برای انتقال ایده‌تان به بازار هستید را شرح دهید. سرمایه‌گذاران بیشتر توجه خود را معطوف تیم می‌کنند تا معطوف به ایده، زیرا یک ایده عالی برای تحقق یافتن به یک تیم اجرای عالی احتیاج دارد.

خلاصه مالی: جنبه‌های اصلی برنامه مالی خود را برجسته کنید. در حالت ایده‌آل نموداری رسم کنید که فروش، هزینه‌ها و سود مدنظر شما را نشان دهد. اگر مدل بیزنس شما به‌عنوان مثال، نحوه کسب درآمد به توضیحات بیشتری نیاز دارد، این بخش همان جایی است که باید این کار را انجام دهید.

الزامات بودجه: اگر در حال نوشتن یک بیزنس‌پلن برای دریافت وام بانکی هستید یا سرمایه‌گذاران ریسک‌پذیر را برای تامین بودجه می‌خواهید، باید جزئیات آن‌چه را که لازم دارید را در خلاصه اجرایی ذکر کنید. برای اضافه کردن شرایط سرمایه‌گذاری زحمت زیادی نکشید زیرا بعداً در این خصوص مذاکره می‌شود. در عوض، فقط یک بیانیه کوتاه عرضه کنید که نشان دهد چه مقدار پول برای پیشرفت کارتان نیاز دارید.

نقاط عطف و کشش: آخرین عنصر اصلی یک بیزینس‌پلن که سرمایه‌گذاران می‌خواهند آن را ببینند، خلاصه اجرایی است که شامل پیشرفتی است که شما تاکنون داشته‌اید و مقصدی است که می‌خواهید به آن برسید. شما باید به این نکته توجه کنید که مشتریان شما از قبل به محصول یا خدمات شما علاقه‌مند هستند یا آن را خریداری می‌کنند. اگر در حال نوشتن یک بیزنس‌پلن داخلی هستید که صرفاً یک راهنمای استراتژیک برای شرکت شماست، می‌توانید از خلاصه اجرایی صرف‌نظر کنید یا دامنه آن را کاهش دهید. در این صورت می‌توانید جزئیات مربوط به تیم مدیریت، نیازهای مالی را رها کنید و در عوض خلاصه اجرایی را به‌عنوان یک نمای کلی از جهت استراتژیک برای شرکت در نظر بگیرید تا اطمینان حاصل نمایید که همه اعضای تیم در یک راستا و هماهنگ هستند.

سوالات کلیدی خلاصه اجرایی: هدف از خلاصه اجرایی شما ارائه یک نمای کلی قابل هضم برای بیزینس شماست. برای توسعه این بخش سعی کنید به سوالات زیر پاسخ دهید:

اهداف بیزینس شما چیست؟  بازار هدف شما چیست و چگونه موقعیت خود را تعیین خواهید کرد؟ بازیگران اصلی تیم شما چه کسانی هستند؟ انتظارهای شما در مورد رشد چیست و چگونه به آن‌ها دست خواهید یافت؟ شرایط مالی شما چگونه است؟

 

بخش دوم: فرصت

در یک بیزنس‌پلن چهار بخش اصلی وجود دارد که شامل: فرصت، اجرا، بررسی اجمالی شرکت و برنامه مالی می‌باشد. بخش فرصت برنامه‌ی شما، مهم‌ترین بخش است و عبارت است از: اطلاعات در مورد مشکلی که در حال حل کردن آن هستید، راه‌حل شما و این‌که قصد دارید به چه کسی محصول‌تان را بفروشید و ‌‌هم‌چنین تناسب محصول یا خدمات شما با محصول یا خدمات رقبا. ‌‌هم‌چنین برای نشان دادن این‌که، چه چیزی راه‌حل شما را از دیگران متمایز می‌کند و این‌که چگونه می‌خواهید پیشنهادات خود را در آینده گسترش دهید. افرادی که برنامه کسب‌وکار شما را می‌خوانند از قبل اطلاعات مختصر و مفیدی در مورد تجارت شما خواهند داشت؛ زیرا خلاصه اجرایی شما را خوانده‌اند. اما هم‌چنان این بخش بسیار مهم است زیرا در اینجا شما یک مرور کلی از کسب‌وکار خود را ارائه می‌دهید و جزئیات بیشتری را ذکر می‌نمایید و ‌‌هم‌چنین در اینجا به سوالات دیگری پاسخ می‌دهید که در خلاصه اجرایی به آن نپرداخته‌اید.

مشکل و راه‌حل: بخش فرصت را با توصیف مشکلی که مشتریان شما با آن درگیر هستد و شما قادر به حل آن هستید، شروع نمایید. در این بخش این سوالات پیش می‌آید که مشکل و معضل اصلی چیست؟ و آن‌ها امروزه چگونه مشکلات خود را حل می‌کنند؟ شاید راه‌حل‌های موجود برای مشکل مشتری شما بسیار گران یا دست و پاگیر باشد. ‌‌هم‌چنین برای مشاغل با موقعیت فیزیکی شاید هیچ راه‌حل معقولی وجود نداشته باشد. چگونگی رفع مشکلات و و این‌که چه نوع راهکارهایی پیشنهاد می‌دهید یکی از مهم‌ترین عناصر بیزینس‌پلن است که برای موفقیت کسب‌وکار شما بسیار مهم است. برای اطمینان از این که شما در حال برطرف کردن یک مشکل واقعی برای مشتریان خود هستید، یک گام بزرگ در روند برنامه‌ریزی کسب‌وکار این است که از کامپیوتر خود فاصله بگیرید و به بیرون بروید و با مشتریان خود به صورت مستقیم صحبت و گفتگو کنید. ‌‌هم‌چنین مشکلی را که شما تصور می‌کنید دارند، را تایید کنید و سپس گام بعدی را بردارید و راه‌حل خود را برای آن مشکل بیان کنید. هنگامی‌که مشکلات بازار هدف خود را توصیف کردید بخش بعدی بیزینس‌پلن شما باید راه‌حل ارائه شده شما را شرح نماید. راه‌حل شما محصول یا خدماتی است که قصد دارید به مشتریان خود ارائه دهید. این‌که آن چیست و چگونه عرضه می‌شود و دقیقاً چگونه مشکل مشتریان شما را حل می‌کند. برای برخی از محصولات و خدمات ممکن است بخواهید موارد استفاده را نیز توصیف کنید.

بازار هدف: اکنون که مشکل خود و راه‌حل آن را در بیزینس‌پلن خود با جزئیات نوشته‌اید، وقت آن است که تمرکز خود را به سمت بازار هدف معطوف کنید. شما به چه کسانی می‌فروشید؟ بسته به نوع کسب‌وکاری که شروع می‌کنید و نوع برنامه‌ای که می‌نویسید، ممکن است لازم نباشد جزئیات زیادی را در این قسمت بیان کنید. ‌‌هم‌چنین شما باید تعداد تقریبی مشتریان هدف را تخمین بزنید. بنابراین اگر مشتری برای یک محصول یا خدمات به حد کافی وجود نداشته باشید یک هشدار است.

تحلیل و تحقیقات بازار: اگر می‌خواهید یک تحلیل از بازار را انجام دهید، با تحقیقات خودتان را شروع کنید. ابتدا بخش‌های بازار خود را مشخص کنید و تعیین نمایید که هر بخش چقدر بزرگ است. بخش بازار را گروهی از افراد یا کسب‌وکارهای دیگر تشکیل می‌دهند که می‌توانید به آن‌ها بفروشید. شما باید در این بخش دقت فراوانی کنید زیرا در تعریف بازار کلمه‌ای به‌عنوان همه وجود ندارد.

TAM. SAM. SOM: یک بیزنس‌پلن خوب، بخش‌های بازار هدف را مشخص می‌کند و سپس برخی از داده‌ها را برای پیشبرد هر بخش ارائه می‌دهد. هنگام شناسایی بازار هدف، از یک روش کلاسیک با تجزیه‌ی TAM. SAM. SOMبرای بررسی اندازه‌های بازار و ‌‌هم‌چنین رویکرد بالا به پایین آن استفاده می‌شود. چندین تعریف ساده برای این 3 روش تجزیه‌وتحلیل مطرح شده که در اینجا به آن اشاره می‌کنیم:

  • کل بازار موجود در دسترس[1] (هر کسی که می‌خواهید با محصول خود به او دسترسی پیدا کنید.)
  • بازار تقسیم شده یا بازار موجود در دسترس[2] (بخشی از بازار که مورد هدف قرار می‌گیرد.)
  • سهم شما از بازار[3] (زیر مجموعه SAM که شما دسترسی به آن خواهید داشت، به ویژه در چند سال اول بیزنس خود.)

هنگامی‌که بخش‌های اصلی بازار را شناسایی کردید، باید درباره روند آن‌ها هم بحث کنید که آیا آن‌ها در حال رشد هستند یا کوچک‌تر می‌شوند و نیز درباره نیازهای در حال تکامل بازار و سایر تغییرات آینده در بازار صحبت نمایید.

مشتری ایده‌آل شما: وقتی بخش‌های بازار هدف را مشخص کردید، وقت آن است که مشتری ایده‌آل خود را برای هر بخش تعریف کنید. یکی از راه‌های صحبت در مورد مشتری ایده‌آل در برنامه شما استفاده از" شخصیت خریدار" یا "شخصیت کاربر" است. شخصیت خریدار، نمایش ساختگی از بازار شماست. آن‌ها دارای نام، جنسیت، سطح درآمد و علاقه یا عدم علاقه هستند. اگر چه به نظر می‌رسد این کار علاوه بر تقسیم بازار که قبلاً انجام داده‌اید یک کار اضافی است، ولی داشتن یک شخصیت خریدار قابل اطمینان ابزار بسیار مفیدی برای شناسایی روش‌های نوین بازاریابی و فروش است که در جذب یک مشتری ایده‌آل باید استفاده کنید.

مشتریان کلیدی: بخش آخر بازار هدف شما باید در مورد مشتریان اصلی باشد. این بخش در واقع فقط برای شرکت‌های سازمانی که مشتریان بسیار کمی دارند، مورد استفاده قرار می‌گیرد و لیکن اکثر مشاغل کوچک و استارتاپ‌های معمولی می‌توانند از این امر صرف نظر نمایند. اما اگر در حال فروش به مشاغل دیگر هستید، ممکن است چند مشتری کلیدی داشته باشید که برای موفقیت در کسب‌وکار شما حیاتی هستند و لذا اگر این‌گونه است، از این بخش در بازار هدف خودتان استفاده کنید تا به جزئیاتی درباره مشتری‌ها و اهمیت آن‌ها برای موفقیت کسب‌وکارتان پی ببرید.

رقابت: بلافاصله پس از انتخاب بخش بازار هدف باید رقبای خود را توصیف کنید و اینکه چه کسان دیگری در این حوزه فعالیت می‌کنند؟ توانایی‌های رقبای شما چقدر می‌باشد؟ بیشتر بیزینس‌پلن‌ها شامل تحقیقات بازار و مقایسه ویژگی‌های آن‌ها در برابر رقبا و ‌‌هم‌چنین استفاده از تجزیه‌وتحلیل سوات[4] (فرصت‌ها، قوت‌ها، ضعف‌ها و تهدید‌ها) هستند. مهم‌ترین نکته در این قسمت از بیزینس‌پلن شما این است که راه‌حل شما با دیگر رقبا چه تفاوتی دارد؟ سرمایه‌گذاران می‌خواهند بدانند که شما چه مزایایی نسبت به رقبا دارید و چگونه می‌خواهید خود را متمایز کنید. یکی از بزرگترین اشتباهاتی که کارآفرینان در برنامه‌های خود مرتکب می‌شوند این است که می‌گویند هیچ‌گونه رقیبی ندارند. نکته ساده این است که تمام کسب‌وکارها دارای رقیب هستند و این‌که نوع رقابت ممکن است همیشه به شکل مستقیم نباشد. به‌عنوان مثال، وقتی هنری فورد برای اولین بار در حال ارزیابی اتومبیل‌های خود بود رقابت مستقیم تولیدکنندگان خودرو بسیار کم بود و هیچ اتومبیل دیگری وجود نداشت. در عوض، فورد در حال رقابت با سایر روش‌های حمل‌ونقل مانند اسب، دوچرخه، قطار و غیره بود. از نظر ظاهری هیچ یک از این موارد به نظر رقابت واقعی نیستند اما این روش‌ها چگونگی حل مشکلات حمل‌ونقل توسط مردم در آن زمان بود.

محصولات و خدمات آینده: همه کارآفرینان این تصور را دارند که در صورت موفقیت در آینده، می‌خواهند کسب‌وکار خود را به کدام سمت و سو پیش ببرند. اگر چه بسیار وسوسه انگیز است که وقت زیادی را برای کاوش در مورد فرصت‌های آینده محصولات و خدمات جدید مصرف کنید اما نباید به صورت گسسته یا خیلی مفصل در بیزینس‌پلن خود در مورد آن صحبت کنید. مطمئناً، مفید است که یک یا دو بند را در مورد برنامه‌های احتمالی آینده صحبت کنید، اما نباید بگذارید برنامه شما جزء برنامه‌های بلندمدت تلقی شود که ممکن است به ثمره برسد یا ثمره‌ای نداشته باشد. تمرکز شما باید بر روی ارائه‌ی بهتر محصولات و خدمات به بازار باشد.

سوالات کلیدی تجزیه‌وتحلیل فرصت: بخش فرصت‌های بیزنس‌پلن شما باید اطلاعات و داده‌های کافی را برای اثبات نیاز به کسب‌وکار شما فراهم کند و شما می‌دانید که چگونه یک موقعیت معین را در بازار پیدا کنید. برای توسعه این بخش به پرسش‌های زیر پاسخ دهید:

مشتری معمولی من کیست؟ مشتری ایده‌آل من کیست؟ چگونه آن‌ها را مورد هدف قرار دهم؟ مشتریان من چه مشکلی دارند؟ چگونه آن‌ها در حال حاضر آن مشکل را حل می‌کنند؟ چگونه راه‌حل من مشکل آن‌ها را برطرف می‌کند؟ رقبای من چه کسانی هستند؟ تفاوت راه‌حل من با رقبا چیست؟

 

بخش سوم: اجرای طرح اجرایی

در بخش اجرای طرح بیزنس‌پلن، به این سوالات پاسخ می‌دهید که چگونه می‌خواهید از فرصت خود استفاده کرده و آن را به یک تجارت تبدیل کنید؟ این بخش برنامه‌ی بازاریابی، عملیات فروش و مراحل مهم و معیارهای موفقیت را پوشش می‌دهد.

طرح بازاریابی و فروش: بخش برنامه بازاریابی و فروش بیزنس‌پلن شما جزئیات چگونگی برنامه‌ریزی برای دستیابی به بخش بازار هدف و ‌‌هم‌چنین چگونگی برنامه‌ریزی برای فروش به بازارهای هدف، برنامه قیمت‌گذاری و انواع فعالیت‌ها و مشارکت‌هایی است که بتوانید بیزنس خود را به موفقیت برسانید. قبل از این‌که به نوشتن برنامه بازاریابی خود اقدام کنید باید بازار هدف خود را کاملاً مشخص کرده و ‌‌هم‌چنین باید از شخصیت خریداران خود اطلاع داشته باشید. یک برنامه بازاریابی بدون این‌که متوجه شوید برای چه کسانی می‌خواهید بازاریابی کنید، ارزش بسیار کمی دارد.

بیانیه موقعیت شما: اولین قسمت برنامه بازاریابی و فروش شما بیانیه موقعیت شماست. موقعیت‌یابی، نحوه تلاش شما برای ارائه شرکت خود به مشتریان می‌باشد. آیا شما دنبال راه‌حل‌های کم خرج هستید یا متوسط؟ شاید دنبال ارائه کالاهای لوکس و گران هستید؟ آیا شما چیزی را پیشنهاد می‌دهید که رقبا نمی‌دهند؟ قبل از این‌که بر روی این قسمت کار کنید، باید کمی بازار فعلی خود را ارزیابی کنید و به پرسش‌های زیر پاسخ دهید:

چه ویژگی‌ها یا مزایایی را ارائه می‌دهید که شما را از رقبا متمایز می‌سازد؟ نیاز‌ها وخواسته‌های اصلی مشتریان چیست؟ رقبای شما در چه موقعیتی قرار دارند؟ چطور قصد ایجاد تمایز دارید؟ به عبارت دیگر چرا مشتری باید شما را انتخاب کند؟ چشم‌انداز شرکت خود را چگونه می‌بیند؟

زمانی‌که به این سوالات پاسخ دادید، می‌توانید روی استراتژی موقعیت‌یابی خود کار کنید. نگران این نباشید که بیان موقعیت خود را بسیار طولانی بیان کنید. شما فقط باید توضیح دهید که شرکت شما در کجای فضای رقابتی قرار دارد و پیشنهاد اصلی شما که شرکت‌تان را از دیگر رقبا متمایز می‌کند چیست.

قیمت‌گذاری: هنگامی‌که دانستید استراتژی موقعیت‌یابی شما چیست، می‌توانید به سراغ قیمت‌گذاری بروید. ‌‌هم‌چنین، استراتژی موقعیت‌یابی شما اغلب عامل اصلی تعیین و نحوه قیمت‌گذاری شما خواهد بود. قیمت‌گذاری، پیامی بسیار محکم به مصرف‌کنندگان می‌فرستد و می‌تواند ابزاری مهم برای انتقال موقعیت شما به مصرف‌کنندگان باشد. اگر کالای ممتازی ارائه می‌دهید قیمت ویژه آن به سرعت با مصرف‌کننده ارتباط برقرار می‌کند. تصمیم‌گیری در مورد قیمت بیشتر شبیه یک هنر است تا علم. برخی قوانین اصلی برای قیمت‌گذاری وجود دارد که در زیر به آن‌ها اشاره می‌کنیم:

  • تامین هزینه‌های شما: مطمئناً، موارد استثنا‌هایی در این مورد نیز وجود دارد، اما در بیشتر موارد باید بیشتر از هزینه‌ای که برای تحویل محصول یا خدمات خود هزینه می‌کنید از مشتریان خود پول بگیرید.
  • قیمت‌گذاری مرکز سود اولیه و ثانویه: ممکن است قیمت اولیه شما مرکز سود اولیه نباشد. به‌عنوان مثال، شما ممکن است محصول خود را با هزینه خود یا حتی کمتر از آن بفروشید.
  • مطابق با نرخ بازار: قیمت‌های شما باید با تقاضای مشتری و انتظارات آنان مطابقت داشته باشد. زمانی‌که قیمت بالا باشد، ممکن است مشتری نداشته باشید و ‌‌هم‌چنین زمانی‌که قیمت خیلی پایین است ممکن است افراد به پیشنهادات توجه کمی نمایند.

شما می‌توانید راه‌های مختلفی را برای استراتژی قیمت‌گذاری خود استفاده نمایید. در ادامه چندین روش وجود دارد که می‌توانید در مورد قیمت‌گذاری فکر کنید و استراتژی مناسبی را برای تجارت خود ارائه دهید:

  • قیمت‌گذاری به علاوه هزینه: شما می‌توانید قیمت خود را براساس چندین فاکتور تعیین کنید و ‌‌هم‌چنین می‌توانید هزینه‌های خود را بررسی کنید و سپس پیشنهاد خود را ارائه نمایید. این کار قیمت‌گذاری به علاوه هزینه نامیده می‌شود و برای تولیدکنندگانی که پوشش هزینه‌های اولیه بسیار مهم است این نوع قیمت‌گذاری می‌تواند موثر باشد.
  • قیمت‌گذاری مبتنی بر بازار: به چشم‌انداز فعلی رقبا نگاه کنید و سپس براساس انتظار بازار قیمت‌گذاری کنید. شما می‌توانید در سطح بالا یا پایین بازار قیمت محصولات یا خدمات را تعیین کنید تا به موقعیت موردنظر برسید.
  • قیمت‌گذاری ارزش: مدل قیمت‌گذاری ارزش، جایی است که شما براساس مقدار ارزشی که برای مشتری خود ارائه می‌دهید تعیین قیمت می‌کنید.

گسترش: با توجه به قیمت‌گذاری و موقعیت‌یابی، وقت آن است که به استراتژی گسترش خود نگاهی بیاندازید. یک طرح گسترش، جزئیات نحوه برنامه‌ریزی شما برای برقراری ارتباط با مشتری و چشم‌انداز را بیان می‌کند. به یاد داشته باشید مهم این است که شما می‌خواهید میزان گسترش و میزان فروش خود را اندازه بگیرید. برنامه‌های گسترشی که سودآور نیستند در طولانی مدت سخت حفظ می‌شوند.

بسته‌بندی: اگر کالایی را می‌فروشید، بسته‌بندی آن بسیار مهم است. اگر تصویری از بسته‌بندی خود دارید، ضمیمه کردن آن در بیزینس‌پلن خود ایده‌ی بسیار خوبی است. مطمئن شوید که قسمت بسته‌بندی برنامه شما به سوالات زیر پاسخ می‌دهد که این سوالات عبارتند از:

آیا بسته‌بندی شما با استراتژی موقعیت‌یابی شما مطابقت دارد؟ بسته‌بندی شما چگونه ارزش کلیدی شما را بیان می‌کند؟ بسته‌بندی شما چگونه با رقبا مبارزه می‌کند؟

تبلیغات: بیزنس‌پلن شما باید شامل یک نمای کلی از انواع تبلیغاتی باشد که قصد دارید برای آن هزینه کنید. آیا تبلیغات آنلاین خواهید داشت؟ یا در رسانه‌های سنتی و آفلاین این کار را انجام می‌دهید؟ یکی از مولفه‌های اصلی برای سنجش میزان موفقیت، تبلیغات شما است.

روابط عمومی: روابط عمومی می‌تواند راهی عالی برای دستیابی به مشتریان شما باشد. با یک بررسی برجسته از محصول یا خدمات خود می‌توانید در معرض دید باشید که این امر برای رشد تجارت‌تان بسیار مفید خواهد بود. ‌‌هم‌چنین اگر روابط عمومی بخشی از استراتژی تبلیغاتی شماست، جزئیات برنامه خود را در این بخش بیان کنید.

بازاریابی محتوا: یک استراتژی محبوب برای درگیرکردن تبلیغات، بازاریابی محتوا نامیده می‌شود. بازاریابی محتوا همان بخشی است که در برنامه مطرح است. این بخش جایی است که شما نکته‌های کاربردی و توصیه‌ها را به صورت رایگان ذکر می‌کنید تا بازار هدف‌تان با شرکت شما آشنا شود. ‌‌هم‌چنین، بازاریابی محتوا مربوط به چشم‌اندازها، ویژگی‌ها و مزایایی است که شما ارائه می‌دهید.

شبکه‌های اجتماعی: حضور در شبکه‌های اجتماعی اساساً برای اکثر مشاغل موردنیاز است. شما نیازی به حضور در هر کانال یا رسانه اجتماعی را ندارید، اما لازم است در کانال‌هایی که اکثر مشتریان شما هستند، حضور داشته باشید. مشتری احتمالی از رسانه‌های اجتماعی برای یادگیری در مورد شرکت‌ها و یافتن میزان پاسخگویی آن‌ها استفاده می‌کند. مشخص کردن این‌که کدام کانال‌ها در الویت قرار دارند و برند تجاری شما شامل چه مواردی می‌باشد نکات مهمی است که باید در نظر بگیرید.

اتحاد استراتژیک: به‌عنوان بخشی از برنامه بازاریابی خود، ممکن است به همکاری نزدیک با یک شرکت دیگر متکی باشید. این مشارکت ممکن است محصول یا خدمات جدیدی را به مشتریان خود ارائه دهد. این کار دسترسی شما را به بخشی از بازار هدف نزدیک می‌کند. ذکر جزئیات مشارکت‌های سازمان‌ها و افراد مختلف در بیزنس‌پلن بسیار مهم می‌باشد.

عملیات: این بخش نحوه کار بیزینس شما را نشان می‌دهد. بسته به نوع شغلی که شروع می‌کنید ممکن است، به بخش‌های زیر احتیاج داشته باشید. در این بخش فقط موارد موردنیاز خود را وارد کرده و سایر موارد را حذف کنید.

منابع و تحقق: اگر شرکت شما جزو آن دسته از شرکت‌هایی است که از سایر فروشندگان محصولات خود را می‌خرد و سپس آن‌ها را می‌فروشد ذکر جزئیات در مورد تولیدات، نحوه تحویل به شما و در نهایت نحوه‌ی تحویل محصولات شما به مشتری بسیار مهم است که در واقع این همان منابع تحقیق و تأمین است. ‌‌هم‌چنین، اگر در حال تهیه کالاهای تولیدکنندگان در خارج از کشور هستید، سرمایه‌گذاران می‌خواهند از پیشرفت شما با این تامین‌کنندگان اطلاع داشته باشند. اگر قرار است بیزینس شما محصولی را به مشتریان تحویل دهد، باید برنامه‌های خود را برای ارسال محصولات شرح دهید.

فن‌آوری: اگر شما یک شرکت در حوزه فن‌آوری و تکنولوژی هستید، توصیف نوع فن‌آوری برای بیزنس شما بسیار مهم می‌باشد. شما در برنامه کاری خود نیازی به اسرار تجاری ندارید، اما لازم است توضیح دهید که فن‌آوری شما متفاوت و بهتر از راه‌حل‌های دیگر است. در این بخش نیازی نیست که به جزئیات دردسرساز بپردازید. اگر سرمایه‌گذار به جزئیات بیشتری علاقه مند بود، آن را در خواست می‌کند و شما می‌توانید این اطلاعات را در پیوست قرار دهید. زیرا جزئیات زیاد در این بخش می‌تواند بیزینس‌پلن شما را طولانی کند.

توزیع: برای شرکت‌های تولیدکننده، طرح توزیع بخش مهمی از بیزینس‌پلن است. در بیشتر موارد شرکت‌های خدماتی می‌توانند از این بخش صرف‌نظر کرده و ادامه دهند. در این بخش باید توضیح دهید که چگونه محصول خود را به دست مشتریان می‌رسانید. هر صنعت کانال‌های توزیع متفاوتی دارد و بهترین راه برای ایجاد برنامه توزیع، مصاحبه با صنایع دیگر می‌باشد تا متوجه مدل توزیع آن‌ها شوید. در این بخش چند مدل توزیع معمول وجود دارد که می‌توانید برای بیزینس خود در نظر بگیرید که عبارت است از:

  • توزیع مستقیم: فروش مستقیم به مصرف‌کنندگان تا حدود زیادی ساده‌ترین و سودآورترین گزینه می‌باشد. شما می‌توانید سود فروش مستقیم را به مشتری خود منتقل کنید و به سادگی حاشیه سود خود را افزایش دهید. شما ‌‌هم‌چنین باید تدارکات مربوط به نحوه دریافت محصولات خود را از انبار به مشتریان پوشش دهید.
  • §        توزیع خرده فروشی: اکثر خرده‌فروشان بزرگ هیچ علاقه‌ای به بحث با هزاران تامین‌کننده مجزا ندارند. در عوض آن‌ها ترجیح می‌دهند از طریق شرکت‌های بزرگ پخش که محصولات بسیاری از تامین‌کنندگان را جمع‌آوری می‌کنند و سپس موجودی کالا را در دسترس خرده‌فروشان بزرگ و کوچک قرار می‌دهند همکاری کنند. البته این توزیع‌کنندگان درصدی از فروش را برای انبارگردانی برمی‌دارند.

نماینده‌ی سازندگان: معمولاً فروشندگانی هستند که در نمایندگی‌های تعمیرات کار می‌کنند. آن‌ها اغلب با خرده‌فروشان و توزیع‌کنندگان ارتباط دارند و برای فروش محصولات شما با یک کانال مناسب کار می‌کنند. آن‌ها معمولاً با کارمزد کار می‌کنند و برای آن‌ها دسترسی به شرکت جدید برای پخش کردن یا خرده‌فروشی کار راحتی است.

او ای ام[5]: این کلمه مخفف "سازنده‌ی اصلی قطعات" است. اگر شرکت شما محصولاتش را به شرکت دیگری می‌فروشد و این محصولات در آن‌جا به هم متصل شده و محصول نهایی را شکل می‌دهد، در واقع شما از روش OEM استفاده کرده‌اید. مثال بسیار خوب برای این روش فروشندگان قطعات ماشین هستند. درحالی‌که یک شرکت در حال ساخت قطعات بزرگ ماشین است، یک شرکت ثالث بقیه‌ی قطعات ماشین را تولید و سرانجام به هم متصل می‌کند. بسیاری از کمپانی‌ها از این روش در طرح‌های خود استفاده می‌کنند. بنابراین احساس نکنید که خود را باید محدود کنید. برای مثال این خیلی طبیعی است که محصولات اپل را هم از فروشگاه‌های آن و هم از مکان‌های دیگر بخرید.

نقاط عطف و معیارها: بیزنس‌پلن فقط سندی روی کاغذ به همراه یک برنامه، نقش‌های مشخص شده و مسئولیت‌های اصلی است. اگر چه ممکن است، بخش‌های مهم و معیارهای بیزنس‌پلن به شما متعلق نباشد، اما بسیار مهم است که وقت بگذارید و مراحل مهم بعدی را در بیزنس خود تنظیم کنید. سرمایه‌گذاران می‌خواهند ببینند که چه اتفاقی برای تحقق بخشیدن به برنامه‌های شما قرار است اتفاق بیفتد. نقاط تحول، اهداف اصلی برنامه‌ریزی شده است. شما با یک مرور سریع از نقطه‌ی تحول یا عطف شروع کنید. به‌عنوان مثال، اگر شما مشغول تولید یک دستگاه پزشکی هستید می‌توانید در مورد تست آن در کلینیک و مراحل مجوز آن در دولت اقداماتی انجام دهید. یا اگر در حال تولید کالای مصرفی هستید ممکن است نقاط عطفی درباره‌ی نمونه‌های اولیه، یافتن تولیدکنندگان و رسید سفارشات داشته باشید.

بهینه‌کاوی: در حالی‌که نقاط عطف رو به جلو پیش می‌روند، شما ممکن است، بخواهید به موفقیت‌های بزرگی که قبلاً داشته‌اید نگاهی بیندازید. سرمایه‌گذاران این کار را بهینه‌کاوی یا بررسی تجربیات موفق می‌نامند. این بدان معنی است که شرکت شواهدی از موفقیت‌های اولیه خود را نشان بدهد. بهینه‌کاوی می‌تواند برخی از فروش‌های اولیه یا برنامه آزمایشی موفق یا یک همکاری قابل‌توجه باشد. به اشتراک گذاشتن این موضوعات می‌تواند نشان دهد که شرکت شما چیزی فراتر از یک ایده است و شواهدی واقعی در مورد موفقیت دارد و این امر می‌تواند برای جلب پول موردنیاز برای توسعه بیزینس بسیار مهم باشد.

معیارهای کلیدی:  با شروع کسب‌وکار علاوه بر نقاط تحول و بهینه‌کاوی، جزئیات معیارهای اصلی در بیزنس تجاری را بهتر می‌توان مشاهده کرد. معیارها یا سنجه‌ها، اعدادی هستند که به طور منظم برای قضاوت در مورد سلامت بیزینس خود مشاهده می‌کنید و ‌‌هم‌چنین، معیارها محرک‌های رشد برای مدل کسب‌وکار و برنامه‌های مالی شما هستند. به‌عنوان مثال، یک رستوران ممکن است به تعداد چرخش‌های میز در یک شب متوسط و نسبت فروش نوشیدنی به فروش مواد غذایی توجه ویژه‌ای داشته باشد.

یک شرکت نرم‌افزاری آنلاین ممکن است نرخ ریز ثبت نام‌های جدید را بررسی کند. هر شغلی دارای معیارهای کلیدی است که برای نظارت بر رشد و شناسایی زود‌هنگام مشکلات آن تحلیل می‌شود و در بیزنس‌پلن شما باید معیارهای اصلی و مهم کسب‌وکار خود را پیگیری و وارد کنید.

فرضیات خطرات: در آخر بیزینس‌پلن باید مفروضات اصلی را که برای موفقیت کسب‌وکار مهم می‌باشد را شرح دهید. روش دیگر برای اندیشیدن در مورد احتمالات اصلی، اندیشیدن درباره ریسک است و لیکن این سوال پیش می‌آید که کسب‌وکار شما با چه خطراتی مواجهه خواهد شد؟ به‌عنوان مثال، اگر به تبلیغات آنلاین به‌عنوان یک کانال تبلیغاتی مهم اعتماد می‌کنید، فرض‌هایی در مورد هزینه‌های آن تبلیغات و درصدی از بینندگان آگهی که واقعا خرید می‌کنند، دارید.

دانستن مفروضات هنگام شروع کار می‌تواند تفاوت بین موفقیت در کسب‌وکار و شکست در آن را پیش‌بینی کند. زمانی که فرضیات خود را شناختید، می‌توانید فرضیات خود را آزمون کنید. هرچه بتوانید فرضیات شکست خود را به حداقل برسانید، احتمال موفقیت کسب‌وکار شما بیشتر می‌باشد.

سوالات اصلی اجرایی شرکت: این بخش عملکرد کسب‌وکار شما را پوشش می‌دهد. برای توسعه این بخش سعی کنید به سوالات زیر پاسخ دهید.

کدام کانال‌های بازاریابی و عملیاتی برای کسب‌وکارتان بهتر می‌باشد؟ استراتژی قیمت‌گذاری‌تان چه تفاوتی با رقبا دارد؟ برای سرمایه‌گذاری به چه فن‌آوری یا خدماتی نیاز خواهید داشت؟ نام تجاری‌تان چگونه خواهد بود؟ به چه عناصری برای ایجاد برند نیاز دارید؟ چه معیارهایی را برای سنجش نیاز دارید؟ معیارها و سنجه‌های موفقیت کسب‌وکارتان چیست؟ برای رسیدن به چه نقطه عطفی نیاز دارید؟ چه مراحلی برای رسیدن به این نقاط تحول و جهش لازم است؟

 

بخش چهارم: خلاصه شرکت و مدیریت

سرمایه‌گذاران علاوه بر ایده‌های عالی و بکر به دنبال تیم‌های عالی هستند. از بخش شرکت و مدیریت، برای توصیف تیم فعلی خود و افرادی که نیاز به استخدام آن‌ها را دارید، استفاده کنید. ‌‌هم‌چنین، اگر در حال حاضر صاحب یک برند هستید لازم است از موقعیت مکانی، پیشینه و ساختار قانونی آن اطلاعاتی بدهید.

در این بخش، شما ساختار شرکت و اعضای اصلی تیم را بررسی خواهید کرد. این جزئیات به ویژه برای سرمایه‌گذاران مهم می‌باشد زیرا آن‌ها می‌خواهند بدانند چه تیمی پشت این ایده است و آیا آن‌ها می‌توانند این ایده را به یک بیزینس بزرگ تبدیل کنند.

تیم: نمای کلی شرکت و برنامه کسب‌وکارتان جایی است که بهترین افراد را ارائه می‌دهید و نشان می‌دهید شما بهترین افراد را برای اجرا کردن ایده‌ی خود دارید. این بخش نشان می‌دهد که شما در مورد نقش‌ها و مسئولیت‌های مهم کسب‌وکار خود برای رشد و موفقیت فکر کرده‌اید. این بخش شامل زندگی‌نامه‌ا‌ی کوتاه، از نقش‌های کلیدی افراد تیم‌تان است. در این بخش لازم است که نشان دهید چگونه یک تیم مناسب می تواند باعث رشد یک ایده واقعی ‌شود. آیا افراد تیم تجربه و پیشینه خوبی در صنعت مربوطه دارند؟ آیا اعضای تیم قبلاً موفقیت‌های کارآفرینانه داشته‌اند؟

مدیریت تیم: مدیریت تیم شما برای داشتن یک برنامه تجاری کامل لزوماً لازم نیست که بی عیب و نقص باشد. اگر می‌دانید که در تیم‌تان خلا دارید مشکلی نیست. در واقع، سرمایه‌گذاران این واقعیت را می‌فهمند که شما افراد کلیدی خاصی را نیاز دارید و این نشانه بلوغ و دانش موردنیاز کسب‌وکار شما برای موفقیت است. اگر در تیم خود جای خالی دارید آن‌ها را شناسایی کنید و نشان دهید که به دنبال افراد مناسب برای پر کردن نقش‌های خاص می‌باشید.

چارت سازمانی: در آخر می‌توانید یک چارت سازمانی پیشنهادی را در بیزنس‌پلن خود قرار دهید. این بخش خیلی ضروری نیست و می‌توان آن را در پیوست ذکر کرد. در برخی موارد، هنگام جستجوی گزینه‌های تامین بودجه ممکن است از شما یک چارت سازمانی بخواهند، بنابراین به همراه داشتن آن در برنامه خوب است. به غیر از پول در آوردن، نمودار سازمانی یک ابزار برنامه‌ریزی برای شرکت و چگونگی رشد آن با گذشت زمان است. به دنبال چه نقش‌هایی در تیم‌تان برای آینده هستید و چگونه تیم خود را برای بهره‌وری بالاتر سازماندهی می‌کنید. نمودار سازمانی به شما در پاسخ دادن به این سوالات کمک می‌کند.

بررسی اجمالی شرکت: بررسی اجمالی شرکت به احتمال زیاد کوتاه‌ترین بخش از بیزنس‌پلن خواهد بود. برای طرحی که می‌خواهید فقط با شرکای تجاری و اعضای تیم خود به اشتراک بگذارید، از این بخش صرف‌نظر کنید. طرحی که با افراد خارج از شرکت خود به اشتراک می‌گذارید باید شامل موارد زیر باشد:

بیانیه ماموریت، مالکیت معنوی، مروری بر ساختار قانونی و مالکیت شرکت، محل کسب‌وکار، تاریخچه مختصری از شرکت.

بیانیه ماموریت: از نگارش بیانیه کلی و طولانی درباره چگونگی خدمات شرکت به مشتریان، کارمندان و غیره خودداری کنید. ماموریت شرکت شما باید کوتاه و حداکثر یک یا دو جمله داشته باشد. ‌‌هم‌چنین باید سطح بسیار بالایی، از آن چه را که می‌خواهید انجام دهید را در بر بگیرد. بیانیه ماموریت شما و ارزش پیشنهادی کلی شما ممکن است مشابه باشند.

مالکیت معنوی: این بیشتر مربوط به فن‌آوری و فعالیت‌های علمی است، بنابراین اگر نیازی به بحث در مورد حق ثبت اختراع و سایر دارایی‌های معنوی خود ندارید، از این موارد صرف‌نظر کنید. اما اگر شما دارای مالکیت معنوی هستید که مختص تجارت شما است و به تجارت شما کمک می‌کند تا از خود در برابر رقبا دفاع کنید، باید اطلاعات آن را در اینجا ذکر کنید. اگر حق ثبت اختراع دارید یا در مرحله درخواست ثبت اختراع هستید، این مکان برای برجسته کردن این حق ثبت اختراع است. بحث در مورد صدور مجوز فن‌آوری نیز به همان اندازه مهم است.

ساختار و مالکیت تجارت: نمای کلی شرکت شما باید شامل خلاصه‌ای از ساختار فعلی شرکت شما نیز باشد. متداول‌ترین ساختارهای تجاری عبارتند از:

-       LLC

-       C-Corp

-       S-Corp

-       مالک انفرادی

-       شراکت

حتماً در مورد چگونگی مالکیت کسب‌وکار نیز بررسی انجام دهید. آیا هر شریک تجاری قسمت مساوی از تجارت را در اختیار دارد؟ مالکیت چگونه تقسیم می‌شود؟ وام‌دهندگان و سرمایه‌گذاران بالقوه می‌خواهند قبل از در نظر گرفتن وام یا سرمایه‌گذاری، از ساختار کسب‌وکارتان مطلع شوند.

تاریخچه شرکت: اگر در حال نوشتن طرح تجاری برای شرکت خود هستید، مناسب است که به طور مختصر به تاریخچه شرکت اشاره کنید و دستاوردهای مهم تاریخی را برجسته کنید. این بخش به ویژه برای ارائه بازخورد مثبت از بیزینس‌پلن بسیار مفید است. بخش تاریخچه شرکت می‌تواند پیشینه‌ی شرکت را برای کارمندان جدید شرح دهد تا آن‌ها شناخت بهتری برای کارهایی که انجام می‌دهند داشته باشند و بدانند این شرکت در طول سال‌ها به کجا رسیده است.

مکان شرکت: سرانجام، این بخش باید مکان فعلی شما و هرگونه امکاناتی را که شرکت در اختیار دارد شرح دهد. برای کسب‌وکارهایی که از طریف نمایشگاه فروشگاه به مصرف‌کنندگان خدمات می‌‌دهند، این موضوع حیاتی است. ‌‌هم‌چنین، برای مشاغلی که به امکانات بزرگ تولید، انبارداری و غیره نیاز دارند، این قسمت مهم است.

سوالات اصلی چارت کلی شرکت: این بخش به همان اندازه که برای سرمایه‌گذاران اهمیت دارد برای شما و تیم‌تان مهم است. هدف از این کار شناسایی عملکرد و موقعیت‌ها، بخش‌ها یا سایر ساختارهایی است که باید اجرا کنید. برای توسعه این بخش سعی کنید به سوالات زیر پاسخ دهید.

تیم فعلی از چه کسانی تشکیل می‌شود؟ چه نقش‌هایی باید پر شوند؟ ماموریت اصلی ما چیست؟ چه تأثیری بر عملکرد تجاری دارد؟ آیا به مکان فیزیکی احتیاج داریم؟ این مکان کجا باید واقع شود؟ ساختار شرکت چیست؟ و چگونه با گذشت زمان تغییر خواهد کرد؟

 

بخش پنجم: برنامه مالی

بیزینس‌پلن بدون پیش‌بینی‌های مالی کامل نیست. در بیزینس‌پلن باید مواردی از برنامه‌ی مالی مانند: پیش‌بینی فروش، صورت جریان وجه نقد، صورت سود و زیان و ترازنامه را بیان کنید.

برنامه مالی: آخرین و مهم‌‌ترین بخش بیزنس پلن، بخش برنامه مالی کسب‌وکار است. کارآفرینان، نگارش این بخش را دلهره‌آور می‌دانند، اما آن‌قدر که به نظر می‌رسد سخت نیست. منابع مالی کسب‌وکار برای برخی استارت آپ‌ها از آن‌چه که فکر می‌کنند پیچیدگی کمتری دارد. اگر به کمک نیاز دارید، ابزارها و منابع زیادی برای تهیه یک برنامه مالی جامع وجود دارد (با ما www.ksykg.com تماس بگیرید).

یک برنامه مالی پیش‌بینی فروش و درآمد ماهانه برای 12 ماه اول و سپس پیش‌بینی‌های سالانه برای سه تا پنج سال باقیمانده را خواهد داشت. البته پیش‌بینی‌های سه ساله معمولاً کافی است، اما برخی سرمایه‌گذاران درخواست پیش‌بینی‌های مالی پنج یا ده ساله را دارند.

در زیر جزئیات صورت‌های مالی که باید در برنامه کسب‌وکار خود بگنجانید، و یک خلاصه از آنچه باید در هر بخش وجود داشته باشد ذکر شده است.

پیش‌بینی فروش: پیش‌بینی فروش، معمولاً به چندین ردیف تقسیم می‌شود و برای هر محصول اصلی یا خدماتی که ارائه می‌دهید یک ردیف اختصاص داده می‌شود. در این میان این اشتباه را نکنید که پیش‌بینی فروش خود را به جزئیات بسیار تقسیم کنید. فقط در این مرحله روی موارد اصلی تمرکز کنید.

به‌عنوان مثال، اگر فروش یک رستوران را پیش‌بینی می‌کنید، ممکن است پیش‌بینی خود را به این گروه‌ها تقسیم کنید: ناهار، شام و نوشیدنی. اگر یک شرکت تولیدی هستید، می‌توانید پیش‌بینی خود را بر اساس بخش‌های بازار هدف یا دسته‌های اصلی محصول تقسیم کنید.

پیش‌بینی فروش، شامل یک ردیف برای پوشش هزینه کالاهای فروخته شده[6] است. این ردیف‌ها، هزینه‌های مربوط به ساخت محصول یا ارائه خدمات را نشان می‌دهد . COGS فقط باید شامل هزینه‌هایی باشد که مستقیماً مربوط به ساخت محصولات است، نه هزینه‌های عادی تجاری مانند اجاره، بیمه، حقوق و غیره.

برای رستوران‌ها، این هزینه شامل مواد اولیه است. برای یک شرکت تولیدی، این هزینه شامل مواد خام است. برای یک تجارت مشاوره‌ای ممکن است هزینه کاغذ و سایر مطالب ارائه شده باشد.

برنامه پرسنل: برنامه پرسنل، جزئیات میزان پرداختی به کارمندان را مشخص می‌کند. برای یک شرکت کوچک، می‌توانید هر موقعیت شغلی را لیست کنید و میزان پرداختی هر ماه را برای هر موقعیت مشخص کنید. برای یک شرکت بزرگ‌تر، برنامه پرسنل به گروه‌های عملکردی مانند "بازاریابی" و "فروش" تقسیم می‌شود.

طرح پرسنل ‌‌شامل هزینه‌ی کارمندی است که فراتر از حقوق است. این طرح شامل مالیات حقوق و دستمزد، بیمه و سایر هزینه‌های ضروری است که هر ماه برای داشتن کارمند در لیست حقوق خود متحمل می‌شوید.

صورتحساب درآمد: صورت سود و زیان، که به آن P&L نیز گفته می‌شود، جایی است که تمام ارقام شما با هم جمع می‌شوند و نشان می‌دهند که شما در حال سود هستید یا زیان. P&L داده‌های حاصل از پیش‌بینی فروش و برنامه پرسنل شما را در بر می‌گیرد و ‌‌هم‌چنین لیستی از سایر هزینه‌های مستمر مرتبط با اداره مشاغل شما را شامل می‌شود.

P &L ‌نشانگر خط مرزی است که در آن هزینه‌های شما وقتی از درآمد کم می‌شود نشان می‌دهد که کسب‌وکار هر ماه سود می‌کند یا متحمل ضرر می‌شوید.

متداول‌ترین اقلام صورت سود و زیان

فروش یا درآمد: این ارقام از صفحه پیش‌بینی فروش شما حاصل می‌شود و تمام درآمد حاصل از کسب‌وکار را شامل می‌شود.

هزینه کالاهای فروخته شده: این تعداد نیز از پیش‌بینی فروش شما حاصل می‌شود و کل هزینه فروش محصول شما است. برای مشاغل خدماتی، می‌توان این را هزینه فروش یا هزینه‌های مستقیم نیز نامید.

حاشیه ناخالص: برای بدست آوردن این تعداد، هزینه کالاهای فروخته شده خود را از فروش خود کم کنید. بیشتر صورت‌های سود و زیان نیز این عدد را به‌عنوان درصدی از کل فروش نشان می‌دهند. (حاشیه ناخالص / فروش = درصد ناخالص)

هزینه‌های عملیاتی: تمام هزینه‌های مربوط به اداره مشاغل خود را ذکر کنید، به استثنای COGS که قبلاً شرح داده‌اید. ‌‌البته باید مالیات و استهلاک را مستثنی کنید. هزینه‌های عملیاتی شما در اینجا شامل حقوق، هزینه‌های تحقیق و توسعه هزینه‌های بازاریابی و سایر هزینه‌ها هستید.

کل هزینه‌های عملیاتی: این مجموع هزینه‌های عملیاتی شما است.

درآمد عملیاتی: به‌عنوان EBITDA یا درآمد قبل از بهره، مالیات، استهلاک شناخته می‌شود. این یک محاسبه ساده است که در آن شما فقط کل هزینه‌های عملیاتی و COGS خود را از فروش کم می‌کنید.

بهره، مالیات و استهلاک: اگر هر یک از این جریانات هزینه‌ای را داشته باشید، آن‌ها را در زیر درآمد عملیاتی خود قرار می‌دهید.

کل هزینه‌ها: هزینه‌های عملیاتی خود را به سود، مالیات، استهلاک اضافه کنید تا کل هزینه‌های خود را دریافت کنید.

سود خالص: این نکته مهم و اساسی است که نشان می‌دهد در طول یک ماه مشخص یا سال مشخص سود کسب کرده‌اید و یا ضرر کرده‌اید.

صورت جریان وجوه نقد: صورت جریان وجوه نقد اغلب با صورت سود و زیان اشتباه می‌شود، اما با آن دو بسیار متفاوت است و اهداف بسیار متفاوتی را دنبال می‌کند. در حالی‌که P&L سود و زیان شما را محاسبه می‌کند، بیانیه جریان وجوه نقد، میزان وجه نقد در بانک را در هر نقطه مشخص بیان می‌کند.

کلید درک تفاوت بین این دو گزاره، درک تفاوت وجه نقد و سود است. ساده ترین راه برای فکر کردن در مورد آن زمانی است که شما یک فروش انجام می‌دهید. اگر شما نیاز به ارسال قبض به مشتری خود دارید و سپس مشتری 30 یا 60 روز طول می‌کشد تا قبض را پرداخت کند، بلافاصله پول نقد حاصل از فروش را ندارید. اما، شما فروش را در P&L خود رزرو کرده‌اید و روزی که فروش را انجام داده‌اید سود آن فروش را نشان می‌دهید.

ترازنامه: آخرین صورت مالی که بیشتر مشاغل به‌عنوان بخشی از برنامه تجاری خود باید ایجاد کنند، ترازنامه است. ترازنامه مروری بر سلامت مالی تجارت شماست که دارایی‌های شرکت شما، بدهی‌ها و ارزش ویژه مالکیت شما را لیست می‌کند. اگر بدهی‌های شرکت را از دارایی‌ها کم کنید، می‌توانید ارزش خالص شرکت را تعیین کنید.

استفاده از وجوه: اگر در حال جمع‌آوری پول از سرمایه‌گذاران هستید، باید بخشی از برنامه کاری خود را به نحو‌یه برنامه‌ریزی برای استفاده از پول نقد سرمایه‌گذاران خود اختصاص دهید.

در این بخش نیازی به جزئیات کامل در مورد نحوه‌ی خرج پول نیست، بلکه زمینه‌های مهمی که بودجه سرمایه‌گذاران صرف می‌شود، را باید نشان دهید. این موارد می‌تواند شامل بازاریابی، تحقیق و توسعه، فروش یا شاید خرید موجودی کالا باشد.

استراتژی خروج: آخرین چیزی که ممکن است لازم باشد در فصل برنامه مالی خود بگنجانید، بخشی از استراتژی خروج شما است.

استراتژی خروج، برنامه شما برای فروش نهایی تجارت شما به یک شرکت دیگر یا به مردم در عرضه اولیه[7] است. اگر سرمایه‌گذار دارید، آن‌ها می‌خواهند نظرات شما را در این مورد بدانند. اگر مشاغلی را اداره می‌کنید که قصد دارید مالکیت آن را به مدت نامحدود حفظ کنید، می‌توانید از بخش استراتژی خروج صرفنظر کنید. به هر حال، سرمایه‌گذاران شما می‌خواهند بازده سرمایه خود را بدست آورند و تنها راهی که می‌توانند از این طریق دریافت کنند این است که این شرکت به شخص دیگری فروخته شود.

باز هم، نیازی نیست که جزئیات دردسرساز را در اینجا وارد کنید، اما باید برخی از شرکت‌ها را که علاقه‌مند به خرید شرکت شما هستند را شناسایی کنید.

سوالات کلیدی برنامه مالی: برنامه مالی به این منظور است که بفهمید چه هزینه‌هایی دارید، چه کاری برای سودآوری نیاز است انجام دهید، چه مقدار پول نقد برای ذخیره دارید و آنچه که با بودجه می‌توانید انجام دهید، چیست. در این مرحله نیازی به داشتن اطلاعات مالی واقعی ندارید.

با این حال، داشتن پیش‌بینی‌های صورت‌های مالی اصلی، نه تنها به روشن شدن امکان‌پذیری استراتژی شما کمک می‌کند بلکه به سرمایه‌گذاران ثابت می‌کند که دارای یک پشتوانه فکری بوده‌اید.

 برای توسعه این بخش سعی کنید به سوالات زیر پاسخ دهید.

انتظارات شما برای فروش سال آینده چیست؟ چه هزینه‌هایی برای فعالیت لازم است؟ چه زمانی جریان نقدینگی مثبت خواهد شد؟ برای تأمین بودجه رشد به چه مقدار پول نقد در ابتدا نیاز دارید؟ چگونه از وام یا سرمایه‌گذاری استفاده خواهید کرد؟ چه بودجه‌ای برای کارهای خاص لازم است؟

 

بخش ششم: پیوست‌ها

در صورتی‌که به فضای بیشتری برای ارائه تصاویر یا اطلاعاتی از محصولات‌تان نیاز دارید، از پیوست برای این منظور استفاده کنید. این بخش جزو عناصر ضروری یک طرح کسب‌وکار نیست و لذا می‌توانید از آن صرف‌نظر کنید، هر چند مکانی عالی برای ارائه نمودار، جدول، تعاریف، نوشته‌های حقوقی و سایر اطلاعات ضروری محسوب می‌شود. ‌‌‌هم‌چنین سند ثبت اختراع، تصاویر محصولات و غیره را می‌توانید در این بخش نشان دهید.

 



[1] TAM

[2] SAM

[3] SOM

[4] SWOT

[5] OEM

[6] COGS

[7] IPO


نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه 21 دی 1400 توسط businessplan453

طرح توجیهی(feasibility study) ارزیابی عملی بودن یک پروژه یا سیستم پیشنهادی را نشان می‎دهد. هدف طرح توجیهی کشف عینی و منطقی نقاط قوت و ضعف یک کسب و کار موجود یا سرمایه گذاری پیشنهادی، فرصت‌ها و تهدیدهای موجود در محیط، منابع مورد نیاز برای انجام و در نهایت چشم اندازهای موفقیت است. به عبارت ساده‌تر، دو معیار برای قضاوت در مورد طرح توجیهی و جود دارند که شامل هزینه مورد نیاز و ارزش و نتایجی است که باید به دست آید؛ می‌باشد.

طرح توجیهی سازمان یافته باید پیشینه تاریخی کسب‌وکار یا پروژه، شرح محصول یا خدمات، صورت‌های حسابداری، جزئیات عملیات و مدیریت، تحقیقات بازاریابی و سیاست‌ها، داده‌های مالی، الزامات قانونی و تعهدات مالیاتی را ارائه دهد. به طور کلی، مطالعات طرح توجیهی مقدم بر توسعه فنی و اجرای پروژه است. طرح توجیهی پتانسیل پروژه را برای موفقیت ارزیابی می‌کند. بنابراین، عینیت درک شده عامل مهمی در اعتبار مطالعه برای سرمایه گذاران بالقوه و موسسات پشتیبان است و لذا باید با رویکردی عینی و بی‌طرفانه انجام گردد تا اطلاعاتی ارائه شود که بتوان بر اساس آن تصمیم‌گیری نمود.

بخش‌های اصلی در نوشتن طرح توجیهی

اساساً شش بخش برای هر طرح توجیهی، وجود دارد:

1. محدوده پروژه- که برای تعریف مشکل تجاری و یا فرصتی که باید مورد توجه قرار گیرد، استفاده می‌شود. دامنه طرح توجیهی باید قطعی و دقیق تعریف شده باشد. روایت طولانی از پروژه هیچ فایده‎ای ندارد و در واقع می تواند شرکت کنندگان پروژه را گیج کند. همچنین لازم است بخش‌هایی از کسب‌وکار که به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم تحت تأثیر قرار می‌گیرند، از جمله مشارکت‌کنندگان پروژه و کاربران نهایی که تحت تأثیر پروژه قرار می‌گیرند، تعریف شوند. همچنین اسپانسر پروژه باید مشخص شود. بسیاری از پروژه‌ها درشرکت‌ها بدون یک محدوده پروژه مناسب شروع شده‌اند و در نتیجه، در داخل و خارج از مرزهای خود سرگردان شده‌ و باعث می‌شوند که تولیدات بسیار زیاد یا بسیار کمتری از مقدار مورد انتظار داشته باشند.

2. تحلیل جاری- تحلیل جاری برای تعریف و درک روش فعلی پیاده سازی، مانند یک سیستم، یک محصول، و غیره استفاده می‌شود. با کمک تحلیل متوجه می‌شویم که واقعاً هیچ مشکلی در سیستم یا محصول فعلی وجود ندارد. با کمک این نوع تحلیل، نقاط قوت و ضعف رویکرد فعلی شناسایی خواهد شد (مزایا و معایب). علاوه بر این، ممکن است عناصری از سیستم یا محصول فعلی وجود داشته باشد که ممکن است در جانشین آن استفاده شود، بنابراین در زمان و هزینه صرفه جویی می شود. بدون چنین تحلیلی، بعضی مشکلات هرگز شناسایی نمی‎شوند.

3. الزامات - چگونگی تعریف الزامات به موضوع مورد توجه پروژه بستگی دارد. به عنوان مثال، نحوه تعیین الزامات برای یک محصول به طور اساسی با الزامات یک ساختمان، یک پل یا یک سیستم اطلاعاتی متفاوت است. هر کدام ویژگی‌های کاملاً متفاوتی را نشان می‌دهند و به این ترتیب، به طور متفاوتی تعریف می‌شوند. نحوه تعریف الزامات برای تولید یک نرم افزار نیز به طور اساسی با نحوه تعریف آنها برای یک ساختمان متفاوت است.

4. رویکرد- رویکرد نشان دهنده راه حل یا مسیر عمل توصیه شده برای برآوردن الزامات است. در اینجا، گزینه‌های مختلف همراه با توضیح در مورد چرایی انتخاب راه حل ترجیحی در نظر گرفته شده است. در این نقطه است که استفاده از ساختارهای موجود و جایگزین‌های تجاری مورد توجه قرار می گیرد.

5. ارزیابی- این بخش اثربخشی هزینه رویکرد انتخاب شده را بررسی می‌کند. ارزیابی با تجزیه و تحلیل هزینه کل برآورد شده پروژه آغاز می شود. علاوه بر راه حل پیشنهادی، جایگزین‌های دیگری نیز به منظور ارائه یک مقایسه اقتصادی برآورد می‌شود. برای پروژه‌های توسعه، برآوردی از هزینه‌های نیروی کار همراه با برنامه زمان‌بندی پروژه که مسیر پروژه و تاریخ شروع و پایان پروژه را نشان می‌دهد، جمع‌آوری می‌شود.

6. بازنگری- در این قسمت تمام عناصر قبلی در طرح توجیهی گردهم آمده و یک بررسی رسمی با همه طرف‌های درگیر انجام می‌شود. بازنگری دو هدف را دنبال می‌کند: اثبات کامل بودن و دقت طرح توجیهی، و تصمیم‌گیری برای انجام پروژه. در صورت تأیید پروژه، بسیار مهم است که همه طرفین سندی را امضا کنند که بیانگر پذیرش و تعهد نسبت به پروژه است. ممکن است این حرکت ظاهراً کوچک به نظر برسد، اما امضاهای طرفین بعداً با پیشرفت پروژه، ارزش زیادی را به همراه خواهند داشت. در صورت رد طرح توجیهی، دلایل رد آن باید توضیح داده شود و به سند پیوست شود.

طرح توجیهی مالی

در مورد یک پروژه جدید، قابلیت مالی را می توان بر اساس پارامترهای زیر قضاوت کرد:

  • کل هزینه برآورد شده پروژه
  • تامین مالی پروژه از نظر ساختار سرمایه، نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام و سهم طراح از کل هزینه
  • سرمایه گذاری موجود توسط طراح در هر کسب و کار دیگری
  • جریان نقدی پیش بینی شده و سودآوری

قابلیت مالی یک پروژه باید اطلاعات زیر را ارائه دهد:

  • جزئیات کامل دارایی‌هایی که باید تأمین مالی شوند و میزان نقدشوندگی آن دارایی‌ها
  • نرخ تبدیل به نقدینگی  
  • پتانسیل مالی پروژه و شرایط بازپرداخت
  • حساسیت در قابلیت رسیدگی به عوامل زیر:
  • کند شدن نسبی فروش
  • کاهش شدید فروش
  • افزایش اندک هزینه
  • افزایش زیاد هزینه
  • شرایط نامناسب اقتصادی

مطالعه بازار

مطالعه بازار یکی از مهم‌ترین بخش‌ها در نوشتن طرح توجیهی است، زیرا بازارپذیری محصول یا خدمات را بررسی می‌کند و خوانندگان را متقاعد می‌کند که بازار بالقوه‌ای برای محصول یا خدمات وجود دارد. اگر نتوان بازار قابل توجهی برای محصول یا خدمات ایجاد کرد، پس پروژه‌ای هم وجود ندارد. به طور معمول، مطالعات بازار قابلیت بررسی فروش بالقوه محصول، نرخ جذب بازار و زمان پروژه را در اختیار دارد. خروجی طرح توجیهی، گزارشی با جزئیات معیارهای ارزیابی، یافته‌های مطالعه و توصیه‌ها است.

طرح توجیهی فنی

این ارزیابی بر اساس طرح کلی نیازمندی‌های سیستم است تا اینکه مشخص شود آیا شرکت دارای تخصص فنی برای انجام تکمیل پروژه است یا خیر. هنگام نوشتن طرح توجیهی، موارد زیر باید در نظر گرفته شود:

  • شرح مختصری از کسب و کار برای ارزیابی عوامل احتمالی تأثیرگذار بر پروژه
  • بخشی از کسب و کار مورد بررسی
  • عامل انسانی و اقتصادی
  • راه حل‌های ممکن برای مشکل احتمالی

در این سطح، نگرانی اصلی این است که آیا این پیشنهاد هم از نظر فنی و هم از نظر قانونی امکان‌پذیر است یا خیر.

ارزیابی فنی طرح توجیهی بر دستیابی به درک درستی از منابع فنی موجود سازمان و کاربرد آنها برای نیازهای مورد انتظار سیستم پیشنهادی متمرکز است. این ارزیابی به بررسی سخت افزار و نرم افزار و چگونگی رفع نیاز سیستم پیشنهادی مربوط می‎شود.

اهمیت نوشتن طرح توجیهی

اهمیت طرح توجیهی بر اساس تمایل سازمان برای حصول درست آن قبل از اختصاص منابع، زمان یا بودجه است. در نگارش طرح توجیهی ممکن است ایده‌های جدیدی را کشف شود که دامنه پروژه را کاملاً تغییر دهد. بهتر است این تصمیمات از قبل انجام گیرند تا در آینده مشکلی پیش نیاید. انجام طرح توجیهی همیشه برای پروژه مفید است زیرا تصویر واضحی از پروژه و طرح پیشنهادی ارائه می دهد.

برخی از مزایای کلیدی انجام طرح توجیهی عبارتند از:

  • بهبود تمرکز تیم‌های پروژه
  • شناسایی فرصت‌های جدید
  • ارائه اطلاعات ارزشمند برای تصمیم گیری نهایی
  • محدود کردن گزینه‌های تجاری
  • شناسایی دلیل معتبر برای انجام پروژه
  • افزایش میزان موفقیت با ارزیابی پارامترهای متعدد
  • کمک به تصمیم گیری درست در مورد پروژه
  • شناسایی دلایل عدم ادامه کار

مزایای طرح توجیهی

  • رویکردهای ساختاریافته نسبت به پروژه‌های جدید
  • یافتن راه حل‌های جایگزین
  • کاهش تعداد پروژه‌های ممکن
  • شناسایی دلایل مشکل آفرین برای پروژه
  • توسعه مبانی اجرای بعدی پروژه
  • مبنای تصمیم گیری درست سرمایه گذاران احتمالی برای سرمایه گذاری در پروژه

 

برای مطالعه مطالب مرتبط با انواع طرح توجیهی می‌توانید به لینک‌های زیر مراجعه نمایید:

طرح‌های توجیهی خود اشتغالی

طرح توجیهی کشاورزی

طرح توجیهی گلخانه

طرح توجیهی بسته‌بندی حبوبات

طرح توجیهی برای گرفتن زمین از منابع طبیعی

طرح توجیهی سامانه کارا

طرح توجیهی تولید نایلون و نایلکس

طرح توجیهی بنیاد برکت

طرح توجیهی کشت هیدروپونیک زعفران

طرح توجیهی کارگاه بلوک زنی

طرح توجیهی بسته ‌بندی خشکبار و آجیل

طرح توجیهی پرورش قارچ

طرح توجیهی پرورش گل و گیاهان زینتی

کامفار: ابزاری قدرتمند برای طرح توجیهی

مراحل نوشتن طرح توجیهی کسب و کار

چرا به طرح توجیهی نیاز داریم؟

نوشتن طرح توجیهی چگونه انجام میشود؟


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 01 دی 1400 توسط businessplan453

طرح توجیهی چیست و چه بخش هایی دارد و در چه مراحلی نوشته می شود؟

 

طرح توجیهی در حقیقت مجموعه ای است از مطالعات و محاسباتی که قرار است انجام شود تا مشخص شود که آیا امکان ارایه شدن یک ایده وجود دارد یا خیر. به عنوان مثال در صورتی که شما به عنوان یک تجارت بخواهید یک ایده را پیاده سازی کنید (مثلا در صورتی که بخواهید یک فرآورده مخصوصی را تولید کنید و یا این که خدماتی را ارایه دهید) باید قبل از هر چیزی بفهمید که آیا ایده مورد نظر پیاده شدنی هست یا خیر. در صورتی که این ایده پیاده شدنی نباشد در حقیقت شما وقت و هزینه زیادی را برای این کار تلف می کنید بدون این که به نتیجه ای برسید. از این رو برای این که درک کنید که آیا این طرح خامی که در ذهن شما وجود دارد پیاده شدنی می باشد یا خیر؛ بهترین کاری که می توانید انجام دهید این است که تضمین کنید که هزینه و زمان و انرژی را که برای انجام این طرح مصرف می کنید به هدر نمی رود.

 

به عنوان مثال در صورتی که شما بخواهید یک محصول مخصوص را تولید کنید، به عنوان مثال یک کارخانه تولید کفش به راه بیندازید باید به این فکر کنید که آیا تعداد کارخانه هایی که در این راه رقیب شما هستند چقدر است و یا این که قیمت هایی که در بازار وجود دارد چقدر است و مواردی از این قبیل. در غیر این صورت موفق نخواهید شد کارتان را آن طور که می خواهید به پایان برسانید و در صورتی که اصطلاحا بی گدار به آب بزنید مجبور می شوید بخش زیادی از زمان و هزینه و انرژی خودتان را صرف کارهایی بکنید که برای تجارتتان هیچ فایده ای ندارد!

اجزای اصلی طرح توجیهی کدامند؟

طرح توجیهی دارای سه بخش اصلی و کلیدی می باشد. این سه بخش به قرار زیرند:

بخش اول: بخش تحلیل و بررسی کردن بازار

شما باید سعی کنید تا در این بخش بررسی کنید که شرایطی که بازار دارد به چه صورتی است و بر این اساس باید سعی کنید تا مشخص کنید آیا پروژه ای که می خواهید انجام دهید می تواند نیازهایی را که در بازار وجود دارد برآورده سازد یا خیر. در این بخش شما وظیفه دارید تا شرایط بازار را از نظر کاری که می خواهید انجام دهید (که ممکن است تولید کردن یک فرآروده جدید و یا ایجاد کردن خدمات جدید باشد) مورد بررسی قرار دهید و بررسی کنید که آیا پروژه شما با شرایط فعلی که در بازار وجود دارد هماهنگی دارد یا خیر. در صورتی که چنین هماهنگی وجود نداشت شما نمی توانید انتظار داشته باشید که پروژه تان موفق شود.

بخش دوم: بخش بررسی های تخصصی و فنی کار

در این بخش شما باید بررسی کنید که از نظر تخصصی و فنی آیا توانایی انجام دادن این کار را دارید یا خیر. به عنوان مثال وقتی که شما می خواهید یک کارخانه جدیدی تاسیس کنید که یک محصول جدیدی ارایه کند در این بخش شما بررسی می کنید که آیا از نظر تکنولوژی این توانایی را دارید که چنین محصولات جدیدی را تولید کنید یا خیر. تحقیقات نشان داده است بخش زیادی از شکست هایی که تجارت ها می خورند مربوط به زمانی است که جنبه های تخصصی و فنی طرح توجیهی را در نظر نمی گیرند. در صورتی که شما از نظر تخصصی و فنی کاری را که می خواهید انجام بدهید بررسی نکنید به هیچ عنوان نمی توانید انتظار داشته باشید که کارتان به نتیجه می رسد. افرادی که کارآفرینان و مدیران تجارت ها هستند معمولا برای خودشان رویاهایی دارند. این افراد در برخی از موارد این رویاپردازی ها را تا حدی برای خودشان بزرگ می کنند که جلوی حقیقت و واقعیت را می گیرد. نتیجه این تفکر این می شود که این افراد به جای این که به حقیقت داستان و امکاناتی که در اختیار دارند توجه کنند به این فکر می کنند که رویاهای خودشان را پیاده سازی کنند و معمولا در این روند به ظرفیت ها و توانایی هایی که تجارتشان دارد و همچنین امکاناتی که از نظر تخصصی دارند فکر نمی کنند. طرح توجیهی در این قسمت برای این افراد بسیار مهم و ضروری است و به آن ها کمک می کند تا جنبه های حقیقی کار را مورد بررسی قرار دهند. به عبارت دیگر این افراد با بررسی کردن بخش تخصصی و فنی در طرح توجیهی به این نتیجه می رسند که آیا می توانند پروژه هایی را که در ذهن دارند به انجام برسانند یا خیر.

بخش سوم: بخش بررسی های مالی

بخش دیگر طرح توجیهی بررسی مالی پروژه ای است که قرار است انجام شود. در این بخش توانایی های مالی تجارت ها برای انجام دادن پروژه های مختلف مورد بررسی قرار می گیرد. در این بخش مشخص می شود که آیا تجارتی که شروع به انجام دادن کاری می کند این توانایی را دارد که از نظر مالی پروژه مورد نظر برای تجارت را تامین کند یا خیر. این بخش نیز از بخش های مهم طرح توجیهی است و بررسی کردن وضعیت مالی پروژه ای که قرار است انجام شود بسیار مهم و اساسی می باشد. تجارت هایی که می خواهند یک پروژه را انجام دهند باید در ابتدا بررسی کنند که آیا تجارتشان از نظر مالی توانایی انجام دادن این پروژه را دارد یا خیر. پروژه های بسیاری هستند که یک تجارت از تمام جنبه های دیگر توانایی انجام دادن آن را دارد (به عنوان مثال هم از نظر تخصصی این تجارت توانایی انجام آن را دارد و هم این که بازار مربوطه این اجازه را می دهد) ولی به دلیل این که منابع مالی تجارت مورد نظر به میزان زیادی محدود است این تجارت توانایی انجام دادن آن را ندارد. از این رو می توان این گونه نتیجه گرفت که تجارت هایی که به این بخش از طرح توجیهی توجهی نمی کنند و نمی توانند توانایی های تجارتشان را از نظر منابع مالی مورد نیاز برای انجام دادن پروژه های مختلف به خوبی مورد سنجش قرار دهند نمی توانند در انجام دادن پروژه هایشان به نتیجه های مطلوبی برسند.

 مراحل نوشتن طرح توجیهی چیست؟

شما برای این که برای تجارتتان یک طرح توجیهی بنویسید، باید یک پروسه ای را به صورت دقیق طی کنید. تحقیقات نشان داده است توجه کردن به تمام مراحلی که شما در این پروسه طی می کنید می تواند تاثیرات زیادی بر کیفیت کار شما داشته باشد. برای این که یک طرح توجیهی خوب بنویسید معمولا شش مرحله اساسی وجود دارد که شما با انجام دادن آن ها می توانید طرح را به شیوه ای بنویسید که بتواند بیشترین کارایی را برای شما داشته باشد. فراموش نکنید این طرح توجیهی باید یکی از مهم ترین بخش های تجارت شما باشد و در حقیقت بخشی است که به شما کمک می کند تا تجارت خودتان را آن طور که باید و شاید مورد ارزیابی قرار دهید. شما با نوشتن این طرح می توانید انتظار داشته باشید که کیفیت تجارتتان بهبود پیدا کند و شانستان برای موفقیت بیشتر شود. البته نباید نوشتن یک طرح توجیهی را با موضوع مدیریت کردن بحران اشتباه بگیرید چون این دو مقوله هایی کاملا متفاوت می باشند. به عبارت دیگر طرح توجیهی برای این نوشته می شود که شما بتوانید بحران خودتان را مدیریت کنید و این تفاوت بسیار بزرگی است! از این رو توجه کردن به مراحل نوشتن طرح توجیهی باید حتما در با دقت انجام بگیرد. برای نوشتن طرح توجیهی شما باید یک پروسه شش مرحله ای را طی کنید:

مرحله اول: مامویت خودتان را دقیقا مشخص کنید!

 

اولین قدمی که شما باید به سمت نوشتن طرح توجیهی بردارید این است که برای خودتان مشخص کنید که ماموریتتان چیست؟ تحقیقات نشان داده است که تجارت هایی که در همین قدم اول سعی می کنند تا این کار را به درستی انجام دهند و سعی می کنند برای خودشان مشخص کنند که ماموریت اصلی که طرح قرار است بر اساس آن نوشته شود چیست افرادی هستند که شانس بسیار بیشتری برای موفقیت در کار دارند. شما باید در ابتدا برای خودتان مشخص کنید که قرار است در تجارتتان چه کاری انجام دهید؟ به عبارت دیگر در این مرحله شما برای خودتان مشخص می کنید که اصلا چرا تجارت شما وجود دارد؟ پاسخ دادن به این سوال خیلی مهم و کلیدی است و این موضوع مخصوصا زمانی اهمیت بیشتری پیدا می کند که شما با یک مشکلی در این زمینه مواجه می شوید. در این صورت است که شما باید تصمیمات اساسی را بگیرید و بنابراین در اینجاست که اگر پاسخ این سوال را برای خودتان مشخص کرده باشید می توانید انتظار داشته باشید که کارتان درست انجام شده است! پاسخ به این سوال باعث می شود که شما هم اعتماد به نفس بیشتری برای ادامه دادن این کار پیدا می کنید و هم این که می توانید با علم به این که چرا این کار را انجام می دهید، کلیات طرح توجیهی را بهتر از گذشته بنویسید. همچنین این کار به شما کمک می کند که تصور کنید در آینده دوست دارید کجا قرار بگیرید که این موضوع خودش می تواند به روشنتر شدن هرچه بیشتر طرح توجیهی کمک کند.

مرحله دوم:  نقاط قوت، ضعف، موقعیت ها و تهدیدهایی را که در تجارتتان وجود دارد را مشخص کنید!

 

مرحله دوم این است که بعد از مشخص کردن این که هدفتان از تاسیس کردن این تجارت چه بوده است سعی کنید تا نقاط قوت تجارتتان، نقاط ضعف تجارتتان، موقعیت هایی که برای تجارتتان وجود دارد و همچنین تهدیدهایی که برای تجارتتان وجود دارد را مشخص کنید! این موضوع نیز بسیار مهم و کلیدی می باشد و توجه کردن به آن می تواند به شما کمک کند تا طرح توجیهی را خیلی بهتر بنویسید. تحقیقات نشان داده است انام دادن این کار می تواند یک دیدگاه کاملا درست و شفافی را نسبت به تجارتتان به شما بدهد و همچنین می تواند به شما کمک کند تا کارتان را خیلی بهتر از گذشته انجام دهید. این کار را در اصطلاح تحلیل SWOT می گویند که در آن S مخفف کلمه Strength به معنی نقاط قوت است، W مخفف کلمه Weaknesses به معنای نقاط ضعف است، O مخفف کلمه Opportunities به معنای موقعیت ها است و همچنینT مخفف کلمه Threat به معنی تهدیدها می باشد. وقتی که شما چنین تحلیل هایی را از تجارتتان انجام می دهید بخش زیادی از کارهایی که قرار است انجام دهید برای شما آشکار می شود و به راحتی می توانید انتظار داشته باشید که طرح توجیهی شما ابعاد مناسب خودش را داشته باشد. در این حالت دیگر شما یک نگاه احساسی نسبت به تجارتتان نخواهید داشت! به عبارت دیگر شما وقتی که به این شکل تجارت خودتان را مورد تحلیل قرار می دهید نمی توانید انتظار داشته باشید که تصمیم گیری هایی که ریشه های احساسی دارند و در بسیاری از موارد بسیار از حقیقت و واقعیت دور هستند بر روی شما و فعالیت هایی که انجام می دهید تاثیری داشته باشند. بنابراین به راحتی می توانید یک طرح تجاری موفق بنویسید.

مرحله سوم: بدنه اصلی طرح توجیهی را بنویسید!

 

سومین مرحله ای که شما برای این که بتوانید یک طرح توجیهی موفق بنویسید باید پشت سر بگذرانید این است که سعی کنید تا بعد از این که مشخص کردید که هدف تجارتتان چیست و همچنین بعد از این که مشخص کردید که نقاط قوت تجارتتان و همچنین نقاط ضعف آن و همچنین موقعیت هایی که برای تجارتتان وجود دارد و علاوه بر آن محدودیت هایی که دارید چیست؛ سعی کنید تا برای خودتان یک طرح توجیهی بنویسید که در آن تمام المان ها رعایت شده باشد. انجام دادن این مرحله در حقیقت اصلی ترین کاری است که باید انجام دهید. به عبارت دیگر در این مرحله است که شما می توانید طرح تجاری موفق خودتان را بنویسید و باید سعی کنید تا حتما برای این که کار را به درستی انجام دهید، از تمام موقعیت هایی که در اختیارتان قرار دارد و تمام ابزارهای مختلف استفاده کنید. تحقیقاتی که در این زمینه انجام گرفته نشان داده است تجارت هایی که در مرحله های قبلی توانسته اند به درستی عمل کنند در این مرحله نیز می توانند آن طور که باید و شاید عمل کنند. به عبارت دیگر وقتی که شما در مرحله های قبلی به خوبی عمل کنید می توانید به راحتی از آن مرحله ها به عنوان زمینه ساز این مرحله استفاده کنید و این مرحله را نیز به درستی به پیش ببرید. از این رو انجام دادن این مرحله تنها زمانی ممکن می شود که شما بتوانید مرحله های قبلی را به خوبی انجام داده باشید. در این مرحله بر روی جنبه های منفی کار متمرکز نشوید و سعی کنید تنها حقیقت و واقعیت ها را بنویسید و بر این اساس نتیجه گیری نمایید. همچنین باید در این مرحله بر روی استراتژی هایی تمرکز کنید که تجارتتان را تقویت می کند.

مرحله چهارم: بودجه بندی خودتان را مشخص کنید!

 

مرحله چهارم این است که سعی کنید بودجه بندی را که برای انجام دادن کار مورد نیاز دارید مشخص کنید. در این حالت شما باید تمام تلاشتان را بکنید تا بودجه بندیتان به گونه ای باشد که تجارت شما به راحتی توانایی تامین کردن آن را داشته باشد. به عبارت دیگر در صورتی که بودجه بندی تجارت شما به شیوه ای باشد که نتوانید آن را تامین ممکن است شانس شما برای موفقیت خیلی کم شود به این دلیل که حتی در صورتی که با استفاده از روش های مختف دیگر بتوانید این بودجه بندی را تامین کنید ممکن است به دلایل دیگری به مشکل بخورد کنید (همیشه بودجه بندی هایی که شما برای تجارتتان تعیین می کنید به اندازه بودجه بندی هایی نمی باشند که در عمل به آن نیاز دارید و معمولا بودجه ای که در عمل به آن نیاز پیدا خواهید کرد در بسیاری از موارد بیشتر از بودجه ای می باشد که به آن نیاز دارید!) از این رو همیشه به این نکته توجه داشته باشید که مرحله تعیین کردن بودجه بندی مرحله بسیار مهم و اساسی است که شما باید برای تعیین کردن بودجه حتما به آن توجه کنید. اگر بتوانید برای تجارتتان و کارهایی که قرار است انجام دهید یک بودجه بندی درست تعیین کنید می توانید انتظار داشته باشید که شانس بیشتری برای موفقیت داشته باشید و فراموش نکنید یک تجارت تنها در صورتی می تواند موفق شود که بتواند از نظر مالی توانایی تامین کردن بودجه اش را داشته باشد در غیر این صورت با شکست مواجه خواهد شد! پس تامین بودجه های مناسب برای کار و نوشتن آن بخش از طرح تجاری که مربوط به بودجه بندی است اهمیت بسیار زیادی در تجارت شما دارد.

مرحله پنجم: طرح را تکمیل کنید و با جزئیات بیشتری بنویسید!

 

اکنون نوبت به مرحله ای رسیده است که شما باید سعی کنید تا طرحی را که نوشته اید تکمیل کنید و به شیوه ای آن را بنویسید که جزئیات طرح کاملا مشخص شود. این مرحل دیگر مانند یک مرحله تکمیلی برای بخش های قبلی است. شما در این مرحله تلاش می کنید تا طرح را کامل کنید. به عبارت دیگر از آنجایی که در مرحله های قبلی کلیات مربوط به طرح را نوشته اید، در این مرحله تنها کاری که باید انجام دهید این است که طرح را به طور کامل تکمیل کنید و به آن جزئیاتی را اضافه کنید. این کار می تواند به شما کمک کند تا شانس بیشتری برای موفقیت داشته باشید. تحقیقاتی که در این زمینه انجام گرفته نشان داده است تجارت هایی که در مرحله نوشتن کلیت طرح توجیهی موفق عمل می کنند دیگر می توانند به راحتی جزئیاتی را که مربوط به طرح می باشد نیز بنویسند. به عبارت دیگر تجارت هایی که بدنه و کلیات اصلی کار را انجام داده اند به هنگام نوشتن جزئیات طرح دیگر به مشکلی بخورد نمی کنند. این در صورتی است که اگر شما برای طرح خودتان یک مقدمه خوبی ننوشته باشید ممکن است برایتان دشوار باشد که به سراغ جزئیات این طرح بروید. تحقیقات نشان داده است که شما در این مرحله باید سعی کنید تا بر اساس حقیقت ها و واقعیت هایی که در این زمینه وجود دارند و کاملا ملموس می باشند شروع به نوشتن طرح کنید و سعی کنید تا از هیچ کدام از جزئیاتی که در این زمینه وجود دارد غالف نشوید چون غافل شدن از جزئیات در این بخش می تواند منجر به وارد آمدن لطمات جبران ناپذیر به کل طرح و حتی به بدنه اصلی آن شود!

مرحله ششم: با انجام دادن برخی اصلاحات، متن و نوشته نهایی را آماده کنید

 

در این مرحله شما باید سعی کنید تا برخی از اصلاحاتی را که فکر می کنید باید بر روی طرح انجام بگیرد انجام دهید و بر این اساس سعی کنید تا نوشته نهایی این طرح را آماده کنید. انجام دادن این کار ممکن است برای شما کمی زمانبر باشد اما باید به خاطر داشته باشید که هرچقدر که بر روی این طرح توجیهی زمان بگذارید به هیچ عنوان زمانتان را به هدر نداده اید و نه تنها وقتتان را تلف نکرده اید بلکه می توان گفت برای بخش های بعدی کار تجارتتان اعتبار بیشتری کسب کرده اید. شما باید سعی کنید تا جایی که می توانید این طرح توجیهی را مورد بررسی های بیشتر وبیشتر انجام دهید و سعی کنید قبل از این که آن را بنویسید؛ کاملا مشخص کنید که هدفتان از انجام دادن این کار چیست. دانشمندانی که در این زمینه کار می کنند بر این باورند که انجام دادن این کار می تواند به شما کمک کند تا شانس بیشتری برای موفقیت داشته باشید. شما باید سعی کنید تا هنگامی که طرح توجیهی اصلی را می نویسید کار را به گونه ای سازماندهی کنید که به راحتی بتوانید نتیجه مطلوبی را که می خواهید از آن بگیرید و این موضوع بسیار مهمی است. به عبارت دیگر طرح توجیهی که شما می نویسید باید به گونه ای باشد که شما این توانایی را داشته باشید که به راحتی بتوانید با خواندن این طرح توجیهی آن طور که باید و شاید از آن نتیجه گیری کنید که کار باید به چه شیوه ای انجام شود. در غیر این صورت ممکن است مشکلاتی برایتان ایجاد شود که منجر به از بین رفتن بخش زیادی از توانایی های شما و همچنین هزینه ای که می خواهید بکنید بشود.

به هنگام نوشتن طرح توجیهی باید به چه نکاتی توجه کرد؟

 

همان طور که در گذشته بیان شد، شما برای این که طرح توجیهی مناسبی داشته باشید باید تمام تلاشتان را بکنید تا بتوانید اطلاعاتی را برای خودتان فراهم کنید که با توجه کردن به این اطلاعات بتوانید آن طور که باید و شاید کارتان را انجام دهید. طرح توجیهی طرحی است که شما را توجیه می کند که می توانید کاری را که در تجارتتان درنظر گرفته اید انجام دهید از این رو باید برای شما اهمیت زیادی داشته باشد. برای نوشتن طرح توجیهی سه نکته بسیار مهم است که شما باید حتما به آن ها توجه کنید:

نکته اول: با خودتان روراست باشید!

شما برای این که یک طرح توجیهی بنویسید باید سعی کنید تا صداقت داشته باشید و با خودتان روراست باشید. تحقیقات نشان داده است تجارت هایی که سعی می کنند در تمام مراحل طرح توجیهی خودشان را آن طور که هستند ببینند نسبت به تجارت هایی که این کار را انجام نمی دهند بسیار موفق تر می باشند. شما باید سعی کنید تا جایی که می توانید نسبت به این طرح صداقت داشته باشید. شما باید تمام تلاشتان را بکنید تا بدون توجه کردن به این که ممکن است داشتن این صداقت کار دستتان بدهد سعی کنید تا با تمام توان ین طرح را به گونه ای که شایسته است بنویسید بدون این که به خودتان دروغ گفته باشید. تجارت های زیادی هستند که در بخش های مختلف نوشتن این طرح با خودشان صداقت ندارند و بنابراین در بسیاری از موارد به خودشان دروغ می گویند. شما نباید از این گونه تجارت ها باشید. شما باید سعی کنید تا جایی که می توانید صداقت را در کارتان داشته باشید و باید سعی کنید تا جایی که می توانید بدون این که کوچکترین بزرگبینی در کار بکنید این طرح را همانطوری که هست بنویسید. تحقیقات نشان داده است داشتن صداقت در کار باعث می شود که تجارت ها بتوانند در کار نوشتن طرح موفق تر عمل کنند. در صورتی که شما با خودتان صداقت نداشته باشید مجبور می شوید که یک تصور غیر عادی و غیرواقعی را از خودتان ارایه کنید و همین موضوع باعث می شود که نتوانید کار را به شیوه ای که می خواهید انجام دهید و بنابراین در مرحله های بعدی که مربوط به آزمایش کردن و انجام دادن جنبه های عملی کار می شود بدون تردید با مشکلات جدی مواجه خواهید شد. بنابراین صادق باشید!

نکته دوم: از تجارتتان انتظارات عجیب و غریب و رویایی نداشته باشید!

نکته دیگری که باید به هنگام نوشتن طرح توجهی به آن توجه داشته باشید این است که سعی کنید تا از تجارتتان انتظاراتی عجیب و غریب و یا رویایی نداشته باشید. این موضوع بسیار مهم است و شما برای این که بتوانید یک طرح توجیهی موفق بنویسید باید سعی کنید تا این انتظارات دور از ذهن را از تجارت خودتان دور کنید. تحقیقات نشان داده است داشتن انتظارات دور از ذهن و عجیب و غریب از تجارتتان منجر به این می شود که شما دور از واقعیت فکر کنید. تعداد زیادی از کارآفرینان وجود دارند که چنین انتظاراتی از تجارتشان دارند و به همین دلیل در بسیاری از موارد نمی توانند آن طور که باید و شاید کارشان را به پیش ببرند. شما نباید از این دست افراد باشید. وقتی که شما به عنوان یک کارآفرین تجارت خودتان را تاسیس می کنید باید به جای این که به این فکر کنید که چه کارهای می توانید بکنید بدون این که حقیقت و واقعیت را درنظر بگیرید؛ باید به این فکر کنید که چه کارهایی از دست شما ساخته است که با توجه به بودجه ای که برای تجارتتان وجود دارد می توانید انجام دهید! این موضوع بسیار مهمی است که بدانید تجارتی که دارید با توجه به بودجه ای که در اختیار دارید می تواند چه کارهایی انجام بدهد و سپس سعی کنید تا بر این اساس طرح مورد نظر خودتان را بنویسید به جای این که فکر کنید که دوست دارید چه کارهایی انجام دهید! بدون تردید در ذهن هر کارآفرینی رویاهایی وجود دارد که دوست دارد تا به آن ها برسد ولی درک کردن این حقیقت مهم ترین موضوع برای نوشتن یک طرح توجیهی موفق می باشد که همه تجارت ها باید به آن توجه داشته باشند!

نکته سوم: در جمع آوری کردن داده ها دقیق باشید!

مهم ترین ویژگی که طرح توجیهی شما باید داشته باشد (علاوه بر این که باید حقیقی و واقعی باشد) این است که دارای دقت زیادی باشد. به عبارت دیگر وقتی که شما طرح توجیهی می نویسید باید سعی کنید تا این کار را با دقت بسیار زیادی انجام دهید به این دلیل که اگر در کارتان دقتی به خرج ندهید ممکن است این موضوع به ضرر شما تمام شود و برایتان مشکلات جدی ایجاد کند. تحقیقات نشان داده است انجام دادن این کار همچنین می تواند منجر به این شود که شما شکست هایی پی در پی بخورید و حتی در برخی از موارد ممکن است کل تجارت شما نابود شود! به عنوان مثال در صورتی که شما نتوانید برای خودتان یک برنامه ریزی دقیق بر اساس دقیق ترین اطلاعات داشته باشید نمی توانید انتظار داشته باشید که به نتیجه مطلوب برسید. از این رو داشتن یک برنامه ریزی دقیق برای کار عاملی است که می تواند منجر به موفقیت شما در کار شود. تحقیقات نشان داده است وقتی که شما اطلاعات درست و دقیق را برای تجارتتان ارایه نکنید نمی توانید نتیجه گیری های درست را هم بکنید و بنابراین طرح توجهی که می نویسید بدون تردید ایراد خواهد داشت و از حقیقت و واقعیت دور خواهد شود. بنابراین برای این که بتوانید یک طرح توجیهی موفق داشته باشید باید تمام تلاشتان را بکنید که تا جایی که می توانید اطلاعاتی که در این زمینه در اختیارتان قرار می گیرد دقیق باشد. شما باید سعی کنید تا بر اساس اطلاعات دقیق که در این زمینه دارید طرح را بنویسید چون در غیر این صورت ممکن است به هنگام نوشتن این طرح برایتان مشکلات زیادی ایجاد شود و در نتیجه تجارتتان با شکست روبرو شود. پس به هنگام نوشتن طرح دقیق باشید!

 


نوشته شده در تاريخ دوشنبه 08 آذر 1400 توسط businessplan453

21. به هنگام نوشتن بخش توصیف تجارت در طرح تجاری، توضیح دهید که تجارتتان نسبت به تجارت های دیگر چه مزیت هایی دارد!

 

یکی دیگر از نکته های مهمی که شما به هنگام نوشتن بخش توصیف تجارت در طرح تجاری باید درنظر داشته باشید این است که در این بخش نشان دهید که تجارت شما نسبت به تجارت های دیگر چه مزیت هایی دارد. به عبارت دیگر در این بخش شما باید به افرادی که طرح تجاری شما را می خوانند نشان دهید که چه چیزی تجارت شما را از تجارت های دیگر متمایز می کند. در این بخش شما باید به دیگران نشان دهید که افرادی که قرار است در آینده مشتری شما شوند به چه دلیل باید تجارت شما را در میان تجارت های دیگری که تمام آن ها کار تجارت شما را انجام می دهند انتخاب کنند. در این صورت شما می توانید ثابت کنید که تجارت شما دارای مزیت های رقابتی زیادی است و بنابراین افرادی که طرح تجاری شما را می خوانند متقاعد می شوند که تجارت شما ارزش این را دارد که پولشان را بر روی آن سرمایه گذاری کنند چراکه به خوبی متقاعد می شوند که تجارت شما ارزش انتخاب کردن را در میان تجارت های دیگری که همان کار را انجام می دهند دارد.

 

22. به هنگام نوشتن بخش توصیف تجارت در طرح تجاری  شما باید درباره مالکیت تجارت خود توضیح دهید

 

از دیگر اجزایی که باید در بخش توصیف تجارت در طرح تجاری وجود داشته باشید بخش معرفی کردن مالکیت تجارت می باشد. شما باید سعی کنید تا جایی که می توانید این بخش را به شیوه ای شفاف و رسا بیان کنید و به افرادی که قرار است این طرح تجاری شما را بخوانند نشان دهید که مالکیت این تجارت در دستان چه کسی قرار دارد. شما باید مشخص کنید که فردی که به عنوان کارآفرین این تجارت معرفی شده است چند درصد از سهام کل این تجارت را دارا می باشد. همچنین باید مشخص کنید که بقیه افرادی که در این تجارت سهم دارند چه افرادی هستند. خیلی خوب است که در کنار این معرفی ها شما تاریخچه کوتاهی از زندگی کاری این افراد و همچنین معرفی کوتاهی از خود آن ها نیز برای این افراد ارایه کنید چون به این شیوه می توانید انتظار داشته باشید که افرادی که قرار است برای تجارت شما سرمایه گذاری کنند به خوبی بدانند که طرف معاملاتشان چه کسانی هستند.

 

23. به هنگام نوشتن بخش توصیف تجارت در طرح تجاری باید لیستی از افرادی که با شما کار می کنند را ارایه کنید!

 

یکی دیگر از نکته هایی که به هنگام ارایه کردن بخش توصیف تجارت در طرح تجاری باید درنظر داشته باشید این است که لیستی از افرادی را ارایه کنید که همکاران شما می باشند. در این صورت شما می توانید کاری کنید که سرمایه دارانی که می خواهند در تجارت شما سرمایه گذاری کنند و افرادی که قرار است به شما کمک کنند به خوبی با تیم شما آشنایی داشته باشند. در صورتی که شما این معرفی را برای آن ها انجام ندهید آن ها دقیقا نمی دانند که با چه افرادی سروکار دارند و بنابراین شانس این که بتوانند به شما اعتماد کنند کمتر می شود چون اصلا شما را نمی شناسند. این در صورتی است که افرادی که طرح تجاری شما را می خوانند باید به خوبی شما را بشناسند و در صورتی که شناختی که باید و شاید از شما نداشته باشند شانس شما برای موفقیت پایین می آید. شما باید به آن ها نشان دهید که تیم تجاریتان به چه شیوه ای است و آن ها قرار است با چه افرادی معامله کنند!

 

24. به هنگام نوشتن بخش توصیف تجارت در طرح تجاری شما باید برای افرادی که طرح تجاری شما را می خوانند توضیح دهید که چرا می خواهید این تجارت را باز کنید!

 

یکی دیگر از نکته هایی که شما باید به هنگام نوشتن بخش توصیف تجارت در طرح تجاری خودتان درنظر داشته باشید این است که به آن ها نشان دهید که دلیل شما از این که می خواهید این تجارت را باز کنید چیست؟ آیا قصد شما این است که یک شرکت تولیداتی بسازید؟ آیا می خواهید کالاهای خاصی را وارد بازار کنید؟ چگونه می خواهید به افرادی که بعدها قرار است مشتریان شما شوند کمک کنید؟ آیا می خواهید خدمات مخصوصی را ارایه دهید؟ اگر چنین است این خدمات به چه شکلی در اختیار افرادی که مشتریان شما هستند قرار می گیرند؟ آیا برای آینده این شرکت فکر کرده اید؟  آیا اهداف طولانی مدتی دارید؟ و سوالاتی مانند آن.

درصورتی که شما به تمام این سوالات پاسخ دهید می توانید انتظار داشته باشید که افرادی که قرار است طرح تجاری شما را بخوانند آشنایی بیشتری با تجارت شما و کاری که انجام می دهید پیدا کنند و بنابراین می توان گفت که پاسخ دادن به این سوالات در طرح توجیهی احتمال موفقیت شما را بالاتر می برد!

 

25. وقتی دارید بخش توصیف تجارت در طرح تجاری را می نویسید سعی کنید ماموریت تجارتتان را تنها در یک یا دو جمله به طور خلاصه بیان کنید!

 

شما علاوه بر این که باید به سوالاتی از قبیل سوالات بالا پاسخ دهید و علاوه بر این که باید اطلاعاتی باارزش را در اختیار این افراد قرار دهید باید سعی کنید که بعد از ارایه کردن این اطلاعات در حد یک یا دو جمله ماموریتی را که تجارتتان دارد و می خواهد انجام بدهد بیان کنید. این بخش از کار کمی دقت می خواهد چون شما قرار است تمام کاری را که شرکتتان برای انجام دادن این کار تاسیس شده است به صورت یک یا دو جمله خلاصه کنید و باید سعی کنید تا این یک یا دو جمله به شیوه ای باشد که افرادی که آن را می خواهند بهترین نتیجه را از آن ببرند و با خواندن این یک یا دو جمله بتوانند درک کاملی از چیزی که هستید و کاری که می کنید داشته باشند. در صورتی که به تیم مدیریتی تجارتتان دسترسی دارید می توانید برای نوشتن این بخش از طرح تجاری با آن ها مشورت کنید و سعی کنید تا از آن ها بخواهید که جمله ها را به صورت کامل برایتان بیان کنند و از زبان خودشان بگویند که ماموریت اصلی تجارتشان چیست.

بخش چهارم: بازار هدف

26. نتیجه های مصاحبه هایی را که قبل از نوشتن طرح تجاری با مخاطبین کرده اید در این بخش بیاورید!

 

اولین نکته ای که به هنگام نوشتن بخش بازار هدف در طرح تجاری باید به آن توجه داشته باشید این است که در این بخش تمام مصاحبه هایی را که با مخاطبین قبل از این که طرح تجاری را بنویسید کرده اید بیاورید. در این بخش نتیجه های این مصاحبه ها باید به صورت دقیق و با جزئیات کامل آورده شوند. فراموش نکنید که این بخش دیگر شبیه به بخش خلاصه طرح تجاری نیست و شما باید برای این که در این بخش موفق شوید باید سعی کنید که تا جایی که می توانید به صورت جزئی و با ذکر کردن تمام جزئیاتی که لازم می دانید کار را انجام دهید. تحقیقاتی که در این زمینه انجام گرفته نشان داده است که تجارت هایی که در این بخش با جزئیات بیشتری عمل می کنند تجارت هایی هستند که طرح تجاری موفق تری ارایه می کنند چرا که در این بخش شما باید سعی کنید تا همه اطلاعات را به صورت دقیق بیان کنید.

 

27. در بخش معرفی بازار هدف شما باید ادعاهایی را که در بخش خلاصه طرح تجاری کرده اید بازتر کنید!

 

نکته دیگری که توجه کردن به آن به هنگام نوشتن بخش معرفی بازار در طرح تجاری اهمیت زیادی دارد این است که شما باید سعی کنید تا در این بخش تمام ادعاهایی را که در بخش خلاصه طرح تجاری کرده اید به صورت دقیق تری بررسی کنید و باید سعی کنید تا این ادعاها را به صورت دقیق تری برای افرادی که طرح تجاری شما را می خوانند باز کنید. تحقیقاتی که در این زمینه انجام گرفته نشان داده است که افرادی که می خواهند طرح تجاری موفقی برای تجارتشان بنویسند باید در بخش معرفی بازار هدف تمام ادعاهایی را که در بخش خلاصه طرح تجاریشان کرده اند برای خوانندگان باز کنند و باید سعی کنند که تا جایی که می توانند این ادعاها را برای افرادی که قرار است طرح تجاریشان را بخوانند توضیح دهند. در این صورت می توان انتظار داشت که این بخش از طرح تجاری به خوبی نوشته می شود و افرادی که آن را می خوانند می توانند به تجارت اعتماد بیشتری بکنند.

 

28. به هنگام نوشتن بخش معرفی بازار هدف در طرح تجاری فراموش نکنید که بازار هدف شما با بازار هدف دیگران فرق می کند!

 

از دیگر نکته هایی که باید به آن توجه کنید این است که بازار هدف شما با بازار هدف دیگران متفاوت است و به هیچ عنوان نمی توانید برای این که بازار هدف خودتان را معرفی کنید از معرفی بازار هدف مربوط به تجارت های دیگران استفاده کنید! حتی ممکن است بازار هدف شما شباهت های زیادی با بازارهای هدف دیگران داشته باشد ولی مسلما تجارت شما قرار است کارهای متفاوتی را انجام دهد بنابراین بهتر است برای این که بازار هدفتان را به خوبی مشخص کنید خودتان به جستجو و تحقیق در این رابطه بپردازید تا برایتان مشخص شود که قرار است چکار کنید! شما باید به هنگام معرفی کردن این بازار هدف به شیوه ای بسیار دقیق عمل کنید و باید سعی کنید تا جایی که می توانید به وجود تمایزی که بازار هدف شما با بازارهای هدف دیگر دارد توجه کنید و سعی کنید تا بر این اساس ها این بازار هدف را تعیین کنید. در غیر این صورت شانستان برای این که در کار موفق شوید خیلی کم می شود!

 

29. به هنگام نوشتن بخش معرفی بازار هدف در طرح تجاری  شما باید جامعه آماری خودتان را توصیف کنید!

 

یکی از اصلی ترین بخش هایی که شما باید به هنگام نوشتن بخش معرفی بازار هدف در طرح تجاری به آن توجه داشته باشید این است که باید به شیوه ای کاملا دقیق و حساب شده مشخص کنید که جامعه آماری مشتریان شما و افرادی که قرار است در آینده از شما خرید کنند و یا از خدمات شما استفاده کنند چگونه است. البته شما قبلا در بخش خلاصه طرح تجاری این جامعه آماری را مشخص کرده اید ولی در اینجا باید این کار را با جزئیات بیشتری انجام دهید و باید توصیف دقیق تر و جامع تری را از آن ها داشته باشید. شما باید در این بخش کاملا مشخص کنید که قرار است با چه کسانی به عنوان مخاطبین و مشتریان سروکار داشته باشید و همین موضوع باید به شما کمک کند که توصیف بهتری را از افرادی که مشتریانتان می شوند و خصوصیت هایی که دارند و چیزهایی که به آن ها علاقه دارند برای افرادی که قرار است طرح تجاریتان را بخوانند ارایه کنید. بنابراین سعی کنید که تا جایی که می توانید به صورت دقیق جامعه هدف مشتریان و مخاطبین خودتان را مشخص کنید.

 

30. به هنگام نوشتن بخش معرفی بازار در طرح تجاری شما باید انگیزه مشتریان از خرید کردن فرآورده های شما و یا استفاده کردن از خدماتتان را ارایه کنید!

 

یکی دیگر از نکته های بسیار مهمی که شما باید به آن توجه کنید این است که باید مشخص کنید که انگیزه افرادی که قرار است در آینده مشتریان شما شوند از این که از خدمات شما استفاده کنند و یا محصولات و فرآورده های شما را بخرند چیست. در صورتی که شما بتوانید به خوبی به این سوال پاسخ دهید می توانید بخش عمده ای از کار توصیف بازار را در طرح تجاری به پیش ببرید. شما باید مشخص کنید که چه عاملی باعث می شود که انسان ها مشتریان شما شوند و بر اساس همین موضوع نشان دهید که قرار است فرآورده های شما و یا خدماتی که ارایه می کنید در چه بازاری به دیگران ارایه شوند. تحقیقات زیادی در این زمینه انجام گرفته و نتیجه های این تحقیقات نشان داده است که پاسخ دادن به این پرسش می تواند تاثیر کلیدی بر بالا بردن کیفیت طرح تجاری برای تجارت ها داشته باشد و تجارت هایی که می توانند به خوبی به این پرسش پاسخ دهند موفق عمل می کنند.

 

31. به هنگام معرفی بازار هدف در طرح تجاری به مزیت هایی که تجارت شما برای بازار مورد نظر دارد اشاره کنید!

 

وقتی که می خواهید بخش معرفی بازار هدف را در طرح تجاری بنویسید باید سعی کنید به مزیت هایی که تجارت شما برای بازار هدف دارد هم توجه کنید. تحقیقاتی که در این زمینه انجام گرفته نشان داده است که تجارت هایی در نوشتن طرح تجاری موفق بوده اند که توانسته اند مزیت هایی که فرآورده هایی که تولید می کنند و یا خدماتی که ارایه می دهند برای مشتریان و مخاطبین دارند را در بخش توصیف بازار هدف در طرح تجاریشان ارایه کنند. این تجارت ها توانسته اند تا طرح تجاری بنویسند که افرادی که آن را می خوانند به راحتی به نکات مثبت این تجارت واکنش نشان دهند و بتوانند نهایت حمایتشان را از این تجارت ها بکنند. در صورتی که شما فرآورده ای تولید می کنید می توانید بگویید که این فرآورده شما برای بازار هدف سودمند است و در صورتی که خدماتی ارایه می دهید می توانید بگویید این خدمات شما به این بازار هدف سود می رساند. بنابراین باید سعی کنید مزیت هایی را که تولید فرآورده های شما و یا ارایه خدمات شما برای بازار هدف دارد بیان کنید.

32. به هنگام نوشتن بخش توصیف بازار هدف در طرح تجاری  باید به این نکته توجه ویژه داشته باشید: همیشه برای تغییر آماده باشید!

 

شما وقتی که دارید بخش توصیف بازار هدف در طرح تجاری را می نویسید باید این نکته را مد نظر قرار دهید که بازار هدف همیشه در حال تغییر است. از این رو شما باید همیشه برای تغییرات احتمالی که این بازار می کند خودتان را آماده کنید. به بیان دیگر شما باید به افرادی که طرح تجاری شما را می خوانند و به این بخش می رسند نشان دهید که از ماهیت تغییرپذیر بازار هدفی که قرار است به آن ها معرفی کنید آگاه هستید و همیشه آمادگی این را دارید که تغییر کنید و تغییرات بازار هدف را بپذیرید. در صورتی که افرادی که بخش توصیف بازار هدف در طرح تجاری شما را می خوانند به این نتیجه برسند که شما برای تغییر کردن همزمان با تغییراتی که بازار هدف می کند آمادگی لازم را ندارید، احتمال این که قبول کنند که بر روی تجارت شما سرمایه گذاری کنند خیلی کم می شود. بنابراین باید همیشه به آن ها نشان دهید که برای تغییرات مختلف آمادگی دارید.

بخش پنجم: بخش تحلیل رقبا

33. قبل از نوشتن بخش تحلیل رقبا در طرح تجاری شما باید رقبای خودتان را به خوبی بشناسید!

 

شما قبل از این که بخش تحلیل رقبا در طرح تجاریتان را بنویسید باید تجارت هایی را که قرار است در این کار به عنوان تجارت های رقیب شما مطرح شوند به خوبی بشناسید. در صورتی که شناخت لازم را از این تجارت ها داشته باشید شانستان برای این که در کار نوشتن این بخش موفق شوید خیلی بالا می رود. بنابرین قبل از هر چیزی شما باید سعی کنید تا درباره این رقبا تحقیق کنید و باید اطلاعات زیادی را درباره ماهیت این تجارت ها و کاری که انجام می دهند بدست آورید. شما در مرحله اول باید سعی کنید تا فقط اطلاعات جمع کنید و این کار را تا جایی انجام دهید که اطلاعات بسیار زیادی در این رابطه داشته باشید. سپس نوبت به آن می  رسد که این اطلاعات را تحلیل کنید و بررسی کنید که وضعیت رقبای شما به چه صورتی است. انجام دادن این مرحله به عنوان پیش نیازی برای مرحله بعدی که تحلیل رقبا در طرح تجاری است لازم و ضروری می باشد.

34. به هنگام نوشتن بخش تحلیل رقبا در طرح تجاری شما باید وضعیت رقبایتان را نسبت به تجارت خودتان مشخص کنید!

 

بعد از این که اطلاعات ارزشمندی درباره آن ها و وضعیتی که دارند بدست آوردید زمان آن رسیده است که مشخص کنید که وضعیتی که این رقبا نسبت به تجارت شما دارند به چه شکلی است. در این مرحله است که شما باید بررسی کنید که تا آیا این رقبا از سطح بالاتری برخوردار هستند و یا این که از شما عقب تر هستند. این موضوع برای تجارت شما اهمیت بسیار زیادی دارد چون شما باید بدانید که در چه موقعیتی قرار دارید و سپس بر همین اساس سعی کنید تا برنامه ریزی های آینده خودتان را مشخص کنید. در صورتی که شما دیدگاه درستی از وضعیتی که تجارتتان در آن دارد نداشته باشید نمی دانید که در این بازار رقابتی مربوط به تجارتتان در کجای کار قرار دارید و بنابراین نمی دانید برای این که پیشرفت کنید باید به چه سمتی حرکت کنید. بنابراین باید سعی کنید که تا جایی که می توانید مشخص کنید که وضعیتی که تجارت های مختلف نسبت به شما دارند در چه وضعیتی است و بنابراین نوشتن بخش تحلیل رقبا در طرح تجاری باید حتما بر این اساس قرارد اشته باشید.

35. به هنگام نوشتن بخش تحلیل رقبا در طرح تجاری شما باید شیوه های بازاریابی رقبایتان را بررسی کنید!

 

یکی دیگر از نکته های مهمی که شما به هنگام نوشتن بخش تحلیل رقبا در طرح تجاری باید انجام دهید بررسی کردن شیوه های است که رقبایتان به این شیوه ها بازاریابی می کنند. شما باید سعی کنید که این شیوه ها را دقیقا بررسی کنید و بدانید که آن ها برای این که مخاطبین بیشتری داشته باشند چه کارهایی انجام می دهند. تحقیقاتی که در این زمینه توسط متخصصان انجام گرفته نشان داده است که تجارت هایی که از این شیوه برای بررسی کردن وضعیت تجاری رقبایشان استفاده می کنند چندین برابر موفق تر از تجارت هایی هستند که اصلا به شیوه هایی که رقبایشان به این شیوه ها بازاریابی می کنند توجهی ندارند. بنابراین باید سعی کنید تا جایی که می توانید این شیوه ها را مورد بررسی قرار دهید و به این فکر کنید که در صورتی که شما هم از این شیوه ها استفاده کنید آیا می توانید مانند آن ها موفق شوید یا خیر. بنابراین شما باید در هنگام نوشتن بخش تحلیل رقبا در طرح تجاری به شیوه هایی که شرکت های رقیبتان به بازاریابی می پردازند هم اشاره کنید.

36. به هنگام نوشتن بخش تحلیل رقبا در طرح تجاری سعی کنید تا خودتان را مشتریان رقبایتان قرار دهید و سپس تجربیاتتان را در این بخش از طرح تجاری بنویسید!

 

وقتی که می خواهید بخش تحلیل رقبا در طرح تجاری را بنویسید باید احساس کنید که خودتان مشتریان این رقبا هستید و سپس تجربیاتی را که به عنوان مشتریان این تجارت ها پیدا می کنید در این بخش از طرح تجاری بنویسید. تحقیقات نشان داده است که این کار می تواند یکی از کارهای بسیارم موثر در این زمینه باشد و می تواند به تجارت ها کمک کند تا دیدگاه خوبی نسبت به تجارت های رقیبشان داشته باشند. در صورتی که شما بتوانید خودتان را مشتریان این رقبا احساس کنید می توانید احساسی را که به عنوان مشتری نسبت به این تجارت ها پیدا می کنید به دیگران هم نشان دهید و سپس می توانید آن  را در بخش تحلیل رقبای طرح تجاری خودتان بنویسید. افرادی که طرح تجاری شما را می خوانند با خواندن این بخش احساس می کنند که شما کار تحلیل را به خوبی انجام داده اید و توانسته اید تا آن طور که باید و شاید رقبایتان را بشناسید.

37. برای نوشتن بخش تحلیل رقبا در طرح تجاری در مواردی می توانید از شرکت های رقیبتان بخواهید تا به شما اطلاعات دهند!

 

یکی دیگر از شیوه های گرفتن اطلاعات از شرکت های رقیب به این شیوه است که شما خودتان به صورت مستقیم از آن ها تقاضا کنید که به شما اطلاعات بدهند. در این صورت شما می توانید بدون این که مجبور  شوید برای بدست آوردن اطلاعات زحمت زیادی بکشید این اطلاعات را به صورت مستقیم از آن ها بدست آورید و در نتیجه به این شیوه می توانید نتیجه بهتری بگیرید. این روش نیز یکی دیگر از روش هایی است که تجارت های زیادی توانستند با استفاده از آن بخش تحلیل رقبا در طرح تجاری خودشان را کامل کنند و تجربه نشان داده است که طرح های تجاری زیادی بودند که در بخش تحلیل رقبایشان از این روش استفاده شده بود و این طرح های تجاری موفقیت بسیار داشتند. بنابراین در صورتی که شما سعی کنید تا با استفاده از این شیوه کار تحلیل رقبا در طرح تجاری را انجام دهید می توانید انتظار داشته باشید که با زحمت کم نتیجه زیادی خواهید گرفت.

38. به هنگام نوشتن بخش تحلیل رقبا در طرح تجاری بررسی کنید که آینده بازار و آینده رقبا به چه صورتی می شود!

 

وقتی که شما اطلاعاتی را که مرتبط با رقبایتان است بدست می آورید باید به این نکته توجه کنید که این اطلاعات مربوط به زمان حال است. بنابراین در صورتی که شما بخواهید پا را کمی فراتر بگذارید و اطلاعاتی را بدست بیاورید که مربوط به زمان آینده نزدیک می شود ممکن است کارتان کمی مشکل تر شود. ولی حقیقت این است که اطلاعاتی که مربوط به زمان آینده نزدیک و وضعیتی که رقبایتان در این آینده نزدیک قرار دارند می شوند بسیار دقیق تر و موثرتر هستند چراکه تجارتی که شما می خواهید آن را آغاز کنید و یا پروژه ای که شما می خواهید آن را شروع به کار کنید پروژه ای است که مربوط به همین زمان آینده نزدیک است و بنابراین در صورتی ک شما بتوانید وضعیت رقبایتان را در این زمان مورد بررسی قرار دهید شانستان برای این که تصویر حقیقی تری از کار داشته باشید بیشتر می شود. بنابراین به هنگام نوشتن بخش تحلیل رقبا در طرح تجاری شما باید به وضعیتی که رقبایتان در آینده نزدیک خواهند داشت نیز توجه کنید و سعی کنید تا بر این اساس تحلیل کنید.

 

39. به هنگام نوشتن بخش تحلیل رقبا در طرح تجاری باید مشخص کنید که توانایی شرکت شما برای رقابت کردن چقدر است!

 

یکی دیگر از نکته هایی که شما باید حتما به هنگام نوشتن بخش تحلیل رقبا در طرح تجاری باید درنظر داشته باشید این است که بعد از این که مشخص کردید که رقبایتان در چه وضعیتی قرار دارند مشخص کنید که شما خودتان تا چه میزان انرژی و توان دارید که با این رقبا به رقابت بپردازید. این موضوع بسیار مهمی است به این دلیل که در صورتی که حتی رقبای شما هم در وضعیت خیلی خوبی قرار نداشته باشند ولی شما انرژی لازم را برای رقابت کردن با آن ها نداشته باشید (به عنوان مثال در صورتی که شما از نظر مالی به اندازه ای توانا نباشید که حتی این رقبای ضعیف را شکست دهید) بنابراین داستان به شیوه دیگری می شود. پس یکی از مهم ترین بخش هایی که شما باید به هنگام نوشتن بخش تحلیل رقبا در طرح تجاری به آن توجه داشته باشید این است که وضعیت خودتان را نسبت به دیگر رقبا مورد سنجش قرار دهید و بررسی کنید که شما خودتان تا چه میزان می توانید کار رقابت را انجام دهید. در صورتی که نتوانید در این بازار رقابتی با آن ها پیروز شوید بنابراین آن ها هرچقدر هم که ضعیف باشند بازهم پیروز می شوند!

 

40. به هنگام نوشتن بخش تحلیل رقبا در طرح تجاری باید برای پیروز شدن هدف های طولانی داشته باشید!

 

یکی دیگر از بخش های خیلی مهمی که شما باید حتما به هنگام نوشتن بخش تحلیل رقبا در طرح تجاری خودتان درنظر داشته باشید این است که باید برای خودتان مشخص کنید که هدف های شما برای پیشی گرفتن از این رقبا چیست. شما باید مشخص کنید که برای این که این رقبا را (که اطلاعات مربوط به آن ها را در این بخش برای خودتان مشخص کرده اید) شکست دهید و برای این که از آن ها پیشی بگیرید چه کارهایی باید انجام دهید. در این صورت است که می توانید افرادی که طرح تجاری شما را می خوانند قانع کنید که کار جمع آوری اطلاعات رقبا که شما انجام داده اید کار مفیدی بوده است و آن ها می توانند به شما به عنوان تجارتی که تصمیم گرفته است این رقبا را شکست دهد اعتماد کنند. بنابراین فراموش نکنید که به هنگام نوشتن بخش تحلیل رقبا در طرح تجاری حتما برنامه ریزی های آینده خودتان برای پیشی گرفتن از رقبا را نیز در این بخش از طرح تجاری بیاورید.

 

 


نوشته شده در تاريخ دوشنبه 20 بهمن 1399 توسط businessplan453

بخش اول: توجه کردن به مشتریان

1. مخاطبین خودتان را به خوبی بشناسید!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شما باید به این نکته توجه داشته باشید که به هیچ عنوان نمی توانید یک طرح تجاری موفق بنویسید مگر این که شناخت درستی از مخاطبین خودتان داشته باشید. یکی از مهم ترین و کلیدی ترین تفاوت های میان طرح تجاری موفق و طرح تجاری ناموفق همین شناخت مخاطبین می باشد. افرادی که طرح تجاری موفق می نویسند افرادی هستند که به خوبی مخاطبین خودشان را می شناسند و بر اساس همین شناخت سعی می کنند تا طرح تجاری موفقی برای خودشان طرح ریزی کنند. شما بایدبدانید که طرح تجاری که موفق نمی شود طرح تجاری است که فردی که آن را می نویسد به هیچ عنوان مخاطبین خودش را نمی شناسد و بنابراین نمی داند که آن ها دقیقا چه می خواهند و قرار است این تجارت با چه گروهی از مخاطبین سروکار داشته باشد. در این صورتی است که افرادی که طرح تجاری موفق می نویسند افرادی هستند که به خوبی مشتریانشان و افرادی که قرار است برای آن ها کالاها و خدمات خودشان را ارایه کنند می شناسند.

 

2. لیستی از سوالات مربوط به مصاحبه آن ها را برای خودتان بنویسید و سعی کنید خودتان به سوالات جواب دهید!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

از دیگر کارهایی که شما می توانید برای داشتن یک طرح تجاری موفق انجام دهید این است که لیستی از سوالات مربوط به مصاحبه هایی که با مخاطبین و مشتریان انجام داده اید را برای خودتان بنویسید و سعی کنید تا با تکیه کردن به پاسخ این سوالات مسیر انجام دادن کار را برای خودتان مشخص کنید. به عنوان مثال شما می توانید سوالاتی از قبیل سوالات زیر را برای خودتان بنویسید و سعی کنید خودتان به این سوالات پاسخ دهید

چرا روی به استفاده کردن کردن از فرآورده های شرکت شما کرده اند؟

یک فرآورده ایده آل از نظر آن ها چه فرآورده ای است؟

چگونه می توانند تصمیم بگیرند که فرآورده شما را بخرند یا فرآورده های شرکت های دیگر را؟

و سوالاتی مانند آن.

وقتی که پاسخ ها را مورد بررسی قرار دهید خواهید فهمید که دیدگاهی که آن ها نسبت به تجارت شما دارند چگونه است و احتیاجات آن ها و چیزی که از شما انتظار دارند به چه شیوه ای است و شما باید سعی کنید تا بر اساس این پاسخ ها و دیدگاه هایی که بدست آورده اید نتیجه گیری هایی بکنید که به شما کمک می کنند کار نوشتن طرح تجاری را بهتر انجام دهید.

 

3. فراموش نکنید که تجارت شما تاسیس شده است تا به مشتریان کمک کند نه به خودتان!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

یکی از اشتباهاتی که افرادی که می خواهند طرح تجاری بنویسند مرتکب می شوند این است که فکر می کنند که تجارتشان برای این تاسیس شده است که به خودشان کمک کند! در صورتی که به هیچ عنوان چنین چیزی صحت ندارد و تجارت شما به این دلیل تولید شده است که به دیگران کمک کند نه به خودتان! در حقیقت شما تجارتتان را تاسیس کرده اید تا با استفاده از آن به مشتریان و مخاطبین کمک کنید تا نیازهایی از زندگیشان را برطرف کنند. بنابراین شما تجارتتان را برای این درست نکرده اید که صرفا به سود شخصی خودتان فکر کنید و چیزهایی که آن ها نیاز دارند را درنظر نگرفته باشید! پس بهتر است به جای این که به خودتان فکر کنید توجهتان را به مشتریان متمرکز کنید و به این فکر کنید که آن ها از تجارت شما و کاری که انجام می دهید چه انتظاراتی دارند تا بتوانید انتظارات آن ها را برآورده کنید!

 

4. قبل از این که طرح تجاری را بنویسید، حداقل با 20 تا از بهترین مخاطبینتان مصاحبه کنید!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

همان طور که گفته شد، مصاحبه کردن با مخاطبین و افرادی که قرار است تبدیل به مشتریان دایمی شما شوند بسیار مهم است. شما باید سعی کنید تا جایی که می توانید این مصاحبه ها را به شیوه ای انجام دهید که اطلاعاتی که از آن بدست می آید بتواند راهگشای انجام مرحله های بعدی کار شما باشد. شما باید سعی کنید تا جایی که می توانید این مصاحبه ها را به شیوه ای دقیق انجام دهید به گونه ای که بتوانید جزئیات کارتان را با بررسی کردن این اطلاعات به راحتی بدست آورید. تحقیقاتی که در زمینه طرح تجاری انجام گرفته نشان داده است افرادی که قبل از این که طرح تجاری بنویسند با مخاطبین و مشتریان بالقوه خودشان مصاحبه می کنند افرادی هستند که نسبت به افراد دیگر موفقیت بسیار بیشتری در نوشتن طرح های تجاری مهم بدست می آورند و می توانند طرح های تجاری بنویسند که بسیار قوی و قابل اطمینان می باشد. بنابراین بهتر است که قبل از این که طرح تجاری خودتان را بنویسید حداقل با 20 نفر از بهترین مخاطبینتان مصاحبه کنید!

 

5. مصاحبه هایی که برای بدست آوردن اطلاعات در ارتباط با طرح تجاری انجام می دهید باید حالت مکالمه ای داشته باشند!

 

یکی از نکته های مهمی که شما باید به هنگام نوشتن مصاحبه های مرتبط با طرح تجاری انجام می دهید درنظر بگیرید این است که این مصاحبه ها باید حالتی مانند مکالمه داشته باشند. چون تنها در این صورت است که شما می توانید انتظار داشته باشید که مخاطبین و افرادی که قرار است با آن ها این مصاحبه ها را انجام دهید بتوانند آن چیزی را که دقیقا در ذهنشان وجود دارد به شما بگویند. شما باید سعی کنید تا کاری کنید که افرادی که با آن ها مصاحبه می کنید اطمینان داشته باشند که شما دقیقا از آن ها می خواهید که حرف دلشان را بگویند و در صورتی که بتوانید چنین شرایطی را ایجاد کنید که آن ها احساس کنند که شما حقیقتا آن ها را دوست دارید و می خواهید تا حرفی را که به نظرشان از همه حرف ها درست تر است به شما بگویند می توانید انتظار داشته باشید که نتیجه هایی که از انجام این مصاحبه ها می گیرید بسیار بهتر از زمانی باشد که مصاحبه های شما حالت رسمی دارد!

 

6. نتیجه های حاصل از مصاحبه با مخاطبین را خوب بررسی کنید!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

از دیگر نکته هایی که شما در ارتباط با انجام دادن مصاحبه با مخاطبین به هنگام ایجاد کردن یک طرح تجاری باید درنظر داشته باشید این است که نتیجه های حاصل از انجام این مصاحبه ها را باید به شیوه دقیقی مورد بررسی قرار دهید به شیوه ای که بتوانید از اطلاعات موجود استفاده کنید. چگونگی استفاده کردن از اطلاعات موجودی که ناشی از مصاحبه هایی است که شما با این مخاطبین انجام داده اید نیز یکی دیگر از بخش های بسیار مهم و اساسی کار است و در صورتی که شما از این مصاحبه ها اطلاعات ارزشمندی داشته باشید ولی نتوانید آن طور که باید و شاید اطلاعات ناشی از این مصاحبه ها را مورد استفاده قرار دهید شانستان برای این که در کار موفق شوید خیلی کم می شود به این دلیل که با این که در کار جمع آوری اطلاعات از طریق مصاحبه ها خوب عمل کرده اید ولی چون نمی دانید که از این اطلاعات باید چگونه استفاده کنید بنابراین اطلاعاتی که با استفاده از مصاحبه ها از آن ها استفاده کرده اید برای شما کاربردی نخواهند بود!

 

بخش دوم: بخش نوشتن خلاصه طرح تجاری

7. فکر کنید که قرار است کل کار تجارتتان را در دو دقیقه بری فردی تعریف کنید!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

یکی از مفاهیم بسیار مهمی که در نوشتن طرح تجاری باید به آن توجه داشته باشید همین مفهوم خلاصه کردن است. شما باید سعی کنید تا جایی که می توانید بر روی بخش خلاصه در طرح تجاری توجه کنید و بتوانید تا جایی که می توانید این کار را با کیفیت انجام دهید. در ارتباط با این موضوع یک قانون به نام "قانون دو دقیقه ای" وجود دارد. این قانون بیان می کند که در صورتی که شما این توانایی را داشته باشید که در مدت زمان حدودا 2 دقیقه از سیر تا پیاز تجارت خودتان را به خوبی برای فردی که برای اولین بار دیده اید و هیچ دانش قبلی نسبت به شما و تجارت شما ندارد تعریف کنید می توانید انتظار داشته باشید که در کار نوشتن خلاصه عملکرد خوبی دارید. بنابراین شما باید سعی کنید که تمام تجارت خودتان را در مدت زمان دو دقیقه برای یک فرد ناشناس تعریف کنید. تحقیقات نشان داده است که اکثر افرادی که یک طرح تجاری موفق نوشته اند افرادی بوده اند که این توانایی را در سطوح بسیار بالا داشته اند!

 

8. خلاصه طرح تجاری شما باید به شیوه ای باشد که مخاطبین را به خودش جلب کند!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نکته دیگری که شما در ارتباط با خلاصه ای که برای طرح تجاری خودتان می نویسید باید درنظر داشته باشید این است که این خلاصه باید به شیوه ای باشد که مخاطبین را به شیوه ای که می خواهید به خودش جلب کند. تحقیقاتی که در این زمینه انجام گرفته نشان داده است که یکی از عوامل بسیار مهم و کلیدی موفقیت طرح های تجاری  همین توانایی آن ها در جلب کردن مخاطبین به سوی خودشان است. در صورتی که خلاصه طرح تجاری شما به شیوه ای نوشته شود که بتواند در همان ابتدا نظر افرادی که قرار است بقیه آن را بخوانند به خودش جلب کند می توانید انتظار داشته باشید که یک طرح تجاری موفق نوشته اید! نباید فراموش کنید که خلاصه یک طرح تجاری برای تجارت شما اهمیت بسیار زیادی دارد و در صورتی که شما بتوانید برای این طرح تجاری یک خلاصه مناسب ارایه کنید می توانید افرادی که آن را می خوانند را متقاعد کنید که ادامه آن را نیز بخوانند اما در صورتی که این طرح تجاری خلاصه مناسبی نداشته باشد شانسی برای موفقیت برای این که آن ها ادامه آن را بخوانند نخواهید داشت!

 

9. در نوشتن خلاصه همیشه سعی کنید به این سوال پاسخ دهید که "تجارت شما چه مشکلی را حل می کند؟"

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

یکی از ارکان و بخش های مهمی که تمام افرادی که می خواهند بخش خلاصه یک طرح تجاری را بنویسند باید به آن توجه کنند این است که در این تجارت قرار است چه گره ای از کار مشتریان و مخاطبین باز شود. در صورتی که شما نتوانید به این سوال پاسخ دهید بدانید که خلاصه مناسبی برای طرح تجاری تان نخواهید داشت! شما باید سعی کنید که خلاصه ای که برای طرح تجاری تان می نویسید حتما این ویژگی را داشته باشد که فردی که آن را می خواند به راحتی متوجه شود که در این تجارت شما کدامیک از مشکلات مخاطبین و مردم حل می شود. این سوال را باید به عنوان اساسی ترین سوالی درنظر داشته باشید که خلاصه طرح تجاری را می نویسید تا به این سوال پاسخ دهید! در حقیقت یکی از مهم ترین اهدافی که نوشتن طرح تجاری برای شما دارد باید همین باشد که فردی که آن را می خواند بتواند با خواندن بخش خلاصه آن پاسخی برای این سوال خودش داشته باشد!

 

10. در خلاصه طرح تجاری شما باید به چند "چرا" ی مختلف پاسخ داده شود!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

از دیگر ویژگی هایی که طرح تجاری شما باید داشته باشد این است که شما باید سعی کنید خلاصه آن را به شیوه ای بنویسید که در آن به چند تا از "چرا" های مختلف پاسخ داده شود. در صورتی که شما بتوانید خلاصه طرح تجاری خودتان را بنوسید که پاسخ به این چند "چرا" در آن مستتر باشد می توانید انتظار داشته باشید که یک خلاصه خوب برای طرح تجاری خودتان نوشته اید. برخی از این سوالات "چرا" دار که در بخش خلاصه طرح تجاری باید به آن ها پاسخ داده شود به قرار زیرند:

چرا باید تجارت شما برای مخاطبین اهمیت داشته باشد؟

چرا مخاطبین برای این که نیاز خودشان را برآورده کنند به جای این که از تجارت های دیگر استفاده کنند باید روی به تجارت شما بیاورند؟

چرا شرکت شما تاسیس شده است و چرا قرار است به فعالیت خودش ادامه دهد؟

چرا شما فکر می کنید که تجارت شما می تواند برای شما تولید سرمایه کند؟

چرا فکر می کنید که تجارت شما می تواند با توجه به رقابت تنگاتنگی که در بازار وجود دارد موفق شود؟

و سوالاتی از این قبیل.

 

11. در بخش خلاصه طرح تجاری مسائل پولی شرکت را کاملا مشخص کنید!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

یکی دیگر از مهم ترین و کلیدی ترین نکته هایی که شما باید به هنگام نوشتن طرح تجاری باید به آن توجه داشته باشید این است که مسائل مالی را به خوبی برای خودتان مشخص کنید. شما باید سعی کنید خلاصه طرح تجاری را به شیوه ای بنویسید که در آن مسائل مالی به خوبی مشخص شده باشد. شما باید برای افرادی که قرار است طرح تجاری را می خوانند به طور دقیق و شفاف مشخص کنید که در صورتی که سرمایه خودشان را بر روی تجارت شما بگذارند و بر روی کاری که شما قرار است انجام دهید سرمایه گذاری کنند چقدر پول گیرشان می آید؟ شما باید در همین خلاصه طرح تجاری برای آن ها مشخص کنید که پول هایی را که قرار است از آن ها بگیرید چه کار می کنید و قرار است تا چگونه از این سرمایه استفاده کنید؟ شما همچنین باید برای آن ها مشخص کنید که در بخش های مختلف کاری که انجام می دهید چه میزان سرمایه احتیاج دارید و همچنین باید معلوم کنید که انتظار دارید که در آینده چقدر برای آن ها درآمد زایی کنید!

 

12. خلاصه طرح تجاری باید کوتاه باشد!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

یکی دیگر از نکته های بسیار مهمی که توجه کردن به آن به هنگام نوشتن خلاصه طرح تجاری برای شما بسیار مهم است کوتاه بودن این خلاصه می باشد. تحقیقاتی که در این زمینه انجام گرفته نشان داده است که طرح های تجاری که در آن ها خلاصه های طولانی وجود دارد نسبت به طرح های تجاری که خلاصه های کوتاه تری دارند موفقیت کمتری داشته اند. در صورتی که شما می خواهید کاری کنید که طرح تجاری شما موفقیت بیشتری داشته باشد باید سعی کنید که تا جایی که می توانید برای آن یک خلاصه کوتاه طراحی کنید و سعی کنید تا با استفاده از روش های مختلف خلاصه سازی کاری کنید که افرادی که این خلاصه را می خوانند بتوانند با صرف زمان کوتاه تمام اطلاعاتی را که شما قرار است در این خلاصه به آن ها بدهید بدست بیاورند. در این صورت می توانید انتظار داشته باشید که در نوشتن بخش خلاصه این طرح تجاری  موفق بوده اید اما در غیر این صورت شانستان برای این که افرادی که خلاصه طولانی شما را می خوانند به دنبال بخش های دیگر این طرح تجاری بروند کمتر می شود چون این خلاصه طولانی ممکن است آن ها را خسته و کسل کند!

 

13. به هنگام نوشتن خلاصه طرح تجاری مثبت اندیش باشید!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

وقتی که می خواهید بخش خلاصه یک طرح تجاری را بنویسید باید سعی کنید تا این کار را با دید مثبتی داشته باشید. فراموش نکنید که خلاصه این طرح تجاری یکی از مهم ترین بخش هایی است که شما آن را می نویسید و بنابراین در صورتی که می خواهید افرادی که این خلاصه را می خوانند به شما اهمیت بدهند و کار شما را تایید کنند باید آن را با دیدگاهی مثبت بنویسید. تحقیقات زیادی در این زمینه انجام گرفته که به این نتیجه رسیده است که افرادی که در نوشتن خلاصه طرح های تجاری خودشان مثبت اندیش می باشند و سعی می کنند تا به شیوه مثبتی این طرح تجاری را بنوسیند افرادی هستند که شانس بسیار بیشتری برای این که بتوانند نظر خوانندگان را به خودشان جلب کنند دارند تا افرادی که در نوشتن خلاصه های طرح تجاری دیدگاه مثبتی ندارند. بنابراین در صورتی که شما می خواهید در نوشتن خلاصه طرح تجاری موفق عمل کنید باید سعی کنید تا حتما این کار را با دیدگاه مثبت انجام دهید و اطمینان داشته باشید که با این دیدگاه مثبت می توانید قدم بزرگی به سوی موفقیت بردارید.

 

14. اگر فکر می کنید نوشتن خلاصه طرح تجاری برای شما سخت است می توانید در ابتدا بخش های دیگر آن را بنویسید و سپس به سراغ نوشتن خلاصه بروید!

 

یکی از اشتباهات بسیار مهمی که افرادی که می خواهند طرح تجاری بنویسند مرتکب می شوند این است که آن ها فکر می کنند که باید حتما بخش خلاصه این طرح تجاری را در ابتدای کار بنویسند. این تفکر کاملا  غلط است و شما در صورتی که بخواهید این بخش را بنویسید به هیچ عنوان نیازی ندارید که قبل از بخش های دیگر این کار را انجام دهید. شما این اختیار را دارید که در ابتدا بخش های دیگر طرح تجاری را بنویسید و سپس به دنبال نوشتن بخش خلاصه بروید. این کار حتی در برخی از موارد می تواند برای شما بهتر هم باشد چراکه وقتی بخش های دیگر طرح تجاری را می نویسید دیدگاه بازتری را نسبت به کار پیدا می کنید و بنابراین ممکن است نوشتن بخش خلاصه طرح تجاری برای شما در این حالت آسان تر باشد. بنابراین به هیچ عنوان خودتان را مجبور نکنید که این طرح تجاری را حتما به ترتیب بنویسید و نباید فکر کنید که در صورتی که خلاصه آن را ننوشتید نمی توانید به سراغ بخش های دیگر آن بروید!

 

بخش سوم: نوشتن قسمت توصیف تجارت

15.  در صورتی که می توانید سعی کنید قبل از هر بخش دیگری از طرح تجاری بخش توصیف تجارت را بنویسید!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

یکی از نکته های مهمی که شما باید به هنگام نوشتن طرح تجاری به آن توجه کنید این است که بخش توصیف تجارت را به عنوان یکی از اولین بخش هایی که از نظر زمانی قرار است بنویسید درنظر داشته باشید. این بخش می تواند برای شما بخش مهمی باشد و شما برای این که بتوانید یک طرح تجاری موفق را بنویسید باید حتما به این بخش توجه کنید. تحقیقات زیادی که در این زمینه انجام گرفته نشان داده است که در اکثر طرح های تجاری که توسط تجارت های مختلف نوشته شده است بخش توصیف کردن تجارت بخش بسیار مهمی به شمار می آمده که هم افرادی که آن را نوشته اند آن را به عنوان یکی از مهم ترین بخش های کار درنظر گرفته اند و هم افرادی که آن را می خوانده اند به عنوان یکی از بخش های تعیین کننده و کلیدی در کل طرح تجاری روی آن حساب می کرده اند. بنابراین سعی کنید آن را از نظر زمانی در ابتدای کار بنویسید.

 

16. در بخش توصیف تجارت طرح تجاری شما باید نوع شرکت خودتان را مشخص کنید!

 

مشخص کردن این موضوع که شرکت شما از چه نوعی است و چه کارهایی انجام می دهید باید به عنوان یکی از بخش های مهم کار طرح تجاری در طرح شما وجود داشته باشد. این بخش را باید در قسمت توصیف تجارت جای دهید. بنابراین شما باید در این بخش برای خوانندگان و افرادی که برای اولین بار قرار است طرح تجاری شما را بخوانند مشخص کنید که تجارت شما چه کارهایی انجام می دهد. شما باید سعی کنید که تا جایی که می توانید این کار را به شیوه ای شفاف انجام دهید به گونه ای که فردی که قرار است این بخش را بخوانند به خوبی متوجه شود که تجارت شما در کدام دسته طبقه بندی می شود و باید به خوبی بداند که در صورتی که به عنوان یک سرمایه گذار در این تجارت سرمایه گذاری کند این سرمایه گذاری کردن برای او چه مزیت هایی خواهد داشت . به عبارت دیگر این بخش از طرح تجاری باید به شیوه ای نوشته شده باشد که افرادی که قرار است آن را بخوانند باید درک واضح و آشکاری از نوع تجارت شما داشته باشند.

 

17. در این بخش باید توضیحات جزئی تری (نسبت به بخش خلاصه) درباره این که تجارتتان چیست و چکار می کند برای خوانندگان بدهید!

 

 

 

 

 

 

 

وقتی می خواهید بخش توصیف تجارت را در طرح تجاری  بنویسید از دیگر نکته های مهمی که شما باید به آن توجه داشته باشید این است که در این بخش باید نسبت به بخش خلاصه توضیحات بسیار بیشتری را درباره این که تجارتتان چیست و چه کارهایی قرار است بکنید بدهید. هرچه باشد شما دیگر از آن بخش خلاصه چند دقیقه ای که مجبور بودید آن را به صورت کوتاه بنویسید خارج شده اید و اکنون دیگر وارد بدنه اصلی طرح تجاری شده اید. بنابراین در اینجا دست شما برای این که درباره تجارتتان و کارهایی که انجام می دهید توضیح دهید باز است و می توانید به راحتی برای افرادی که قرار است طرح تجاری شما را بخوانند توضیح دهید که قرار است چه کار کنید و در این توضیحات از جزئیات بیشتری استفاده کنید. شما باید سعی کنید تا این بخش توصیفی را به بخش های دیگر کوچکتر تقسیم بندی کنید و در هرکدام از این بخش های کوچکتر توصیفات را به شیوه دقیقی ارایه کنید.

 

18. در بخش توصیف تجارت از طرح تجاری شما باید فرآورده ای که تولید می کنید یا خدماتی که ارایه می کنید را به صورت دقیق مشخص کنید!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اکنون زمان آن رسیده است که شما بررسی کنید که چه فرآورده ای تولید می کنید و یا این که چه خدماتی ارایه می کنید. این موضوع می تواند برای شما اهمیت کلیدی داشته باشد چرا که هدف اصلی شما از نوشتن طرح تجاری  این است که دیگران را با کاری که انجام می دهید آشنا کنید و کاری که تمام تجارت ها انجام می دهند این است که فرآورده هایی تولید می کنند که مشتریان و مخاطبین بتوانند از آن ها استفاده کنند و یا این که خدماتی ارایه می کنند که مشتریان بتوانند از این خدمات استفاده کنند. بنابراین در این بخش شما باید سعی کنید تا توضیحات مفصلی را در رابطه با فرآورده هایی که تجارتتان تولید می کند و یا خدماتی که تجارتتان ارایه می کند را بیان کنید. در این صورت می توانید انتظار داشته باشید که افرادی که این طرح تجاری را می خوانند دیدگاه مناسبی را نسبت به کاری که انجام می دهید داشته باشند و بنابراین بتوانند موفق تر عمل کنند.

 

19. در بخش توصیف تجارت از طرح تجاری شما باید مشخص کنید که بازار هدفتان چیست؟

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بازار هدف و یا بازار اصلی شما که قرار است کار تجارت را در این بازار انجام دهید باید در این بخش از طرح تجاری به افرادی که قرار است آن را بخوانند معرفی شود. شما باید سعی کنید تا دیدگاه درستی را نسبت به شیوه کار تجارتتان با این بازار داشته باشید و باید سعی کنید که تا جایی که می توانید به افرادی که طرح تجاری شما را می خوانند ثابت کنید که دیدگاه مناسبی نسبت به بازاری که قرار است با آن وارد تجارت شوید دارید. تحقیقات نشان داده است که یکی از مواردی که برای افرادی که طرح تجاری تجارت ها را می خوانند خیلی اهمیت دارد این است که آن ها باور داشته باشند که افرادی که این طرح تجاری را نوشته اند دیدگاه مناسبی نسبت به بازارشان دارند. در صورتی که آن ها دیدگاه مناسبی نسبت به بازاری که قرار است به عنوان یک تجارت با آن معامله کنند نداشته باشند در این بخش نمی توانند اطلاعات مناسبی را بنویسند و بنابراین نمی توانند دیدگاه روشنی را به خوانندگان درباره موقعیت بازار بدهند و بنابراین شانسی برای موفقیت ندارند!

 

20. شما باید در بخش توصیف تجارت از طرح تجاری تاریخچه مختصری از تاسیس تجارتتان بیان کنید!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

یکی دیگر از نکته های مهمی که شما باید به هنگام نوشتن بخش توصیف تجارت در طرح تجاری به آن توجه داشته باشید این است که در کنار اطلاعات دیگری که به خوانندگان درباره تجارتتان می دهید اطلاعات مختصری را نسبت به این که چگونه تجارتتان را تولید کرده اید و این که انگیزه اولیه شما برای انجام دادن این کار چه بوده است و همچنین درباره این که در چه زمانی این کار را انجام داده اید و مواردی از این قبیل ارایه کنید. این کار باعث می شود که افرادی که تجارت شما را می خوانند دیدگاه بهتر و وسیع تری نسبت به این تجارت شما داشته باشند و همچنین این کار باعث می شود که آن ها تجارت شما را به عنوان یک تجارت رسمی بهتر قبول کنند و همین مقبولیت می تواند ذهن آن ها برای این که مراحل بعدی کار شما را بپذیرند آماده تر کند. بنابراین در صورتی که شما بتوانید اطلاعات مناسبی را در زمینه چگونگی شکل گیری  تجارتتان به همراه تاریخچه ای مختصر از کار به آن ها بدهید می توانید کیفیت این بخش از طرح تجاری را بالاتر ببرید.

 


نوشته شده در تاريخ دوشنبه 20 بهمن 1399 توسط businessplan453

 

9 نکته مهم که برای نوشتن پایان نامه باید به آن توجه داشته باشید.

 

1) برای خودتان یک برنامه ریزی منظم درست کنید.

هیچ کاری بدون برنامه‌ریزی دقیق و منظم پیش نمی‌رود. مخصوصاً کارهای علمی کارهایی هستند که شما برای اینکه آنها را انجام دهید باید حتماً برای انجام دادنشان برنامه ریزی دقیق و منظم داشته باشید. بنابراین برای اینکه این کار انجام پایان نامه کارشناسی ارشد و رساله دکتری را بتوانید به خوبی پیش ببرید؛ باید در ابتدا برای خودتان یک برنامه ریزی منظم داشته باشید. در این برنامه ریزی منظم باید برای خودتان مشخص کنید که هر بخش از کار را در چه زمانی باید به اتمام برسانید. این کار به شما کمک می کند تا دقیقا بدانید که می خواهید چکار کنید و وقتی که برای این کار گذاشته‌اید به هدر نرود و کار انجام پایان نامه  به خوبی پیش برود.

البته شما باید سعی کنید تا به این برنامه ریزی که برای خودتان انجام داده اید عمل کنید تا این برنامه ریزی برای شما حالت جدی پیدا کند. در غیر این صورت خودتان برای برنامه ای که برای خود ایجاد کرده اید ارزشی قایل نمی‌شود بنابراین وقتتان به هدر می‌رود. پس داشتن یک برنامه‌ریزی منظم برای انجام کارها یکی از مهم ترین نکته هایی است که شما برای نوشتن پایان نامه باید درنظر داشته باشید.

2) بدون ترس شروع به نوشتن پایان نامه کنید.

اکنون که برای خودتان یک برنامه منظم ایجاد کرده‌اید زمان آن رسیده است که بدون اینکه کوچکتری واهمه ای از انجام کار داشته باشید؛ شروع به نوشتن پایان نامه کنید. بسیاری از افراد هستند که هنگامی که به این مرحله می‌رسند دچار مشکل می‌شوند، بنابراین ممکن است تنها در مرحله برنامه ریزی متوقف شوند و هرگز برنامه‌های خودشان را عملی نکنند. این موضوع به این دلیل است که این افراد از انجام دادن کار به شیو عملی شدیداً می‌ترسند. شما نباید از این دسته افراد باشید. شما باید بدون ترس شروع به نوشتن پایان نامه کنید و کار را به شکل عملی انجام دهید. نداشتن ترس از انجام پایان نامه به شیوه عملی خصوصیتی است که در صورتی که می‌خواهید یک پایان نامه کارشناسی ارشد و رساله دکتری باکیفیت و مناسب داشته باشید باید این خصوصیت را داشته باشید. شما باید دلایلی را که منجر شده اند که شما در کارتان تأخیر داشته باشید بشناسید و سعی نمایید تا این دلایل را بررسی و برطرف کنید و به این شیوه کار عملیتان را آغاز کنید.

3) فراموش نکنید که آن چه که می‌نویسید؛ پایان نامه نهایی شما نیست و تنها چک نویس شماست!

بسیاری از افراد هستند که فکر می‌کنند که در صورتی که کار را به صورت عملی انجام دهند و در صورتی که پایان نامه شان را بنویسند دیگر نمی توانند آن را تغییر دهند! این تصور یک تصور کاملاً اشتباه است به این دلیل که شما باید بارها و بارها پایان نامه خودتان را بنویسید و دوباره آن را تغییر دهید. این مرحله ها مرحله های کلیدی هستند که هر فردی که می خواهد پایان نامه بنویسد باید این مرحله ها را طی کند. بنابراین شما هم باید این مرحله ها را طی کنید. دوباره و دوباره نوشتن پایان‌نامه و تغییر دادن آن به شکل مداوم یک موضوع عادی برای افرادی است که می‌خواهند پایان نامه بنویسند. بنابراین سعی کنید در نوشتن اولین چک نویس‌های پایان نامه تان وسواس نداشته باشید و فکر نکنید که دیگر نمی‌توانید آن را تغییر دهید! چون حقیقتاً این گونه نیست. حقیقت این است که در طول مدتی که دارید بر روی پایان نامه کار می کنید بارها و بارها آن را تغییر خواهید داد، بنابراین نگران وجود مشکلاتی در نسخه‌های اولیه و چک نویس‌ها نباشید.

4) انعطاف پذیر باشید.

یکی از مهم ترین و کلیدی ترین نکته هایی که در این زمینه باید در نظر داشته باشید این است که شما باید در کار انجام پایان نامه کارشناسی ارشد و رساله دکتری انعطاف داشته باشید. به این معنی که در صورتی که در طول پروسه برنامه ریزی‌تان برایتان مشکلی پیش آمد، باید سعی کنید تا این مشکل را حل کنید بدون اینکه احساس کنید که از برنامه تان عقب افتاده اید و بدون اینکه احساس ترس و یا افسردگی داشته باشید. به عنوان مثال، ممکن است شما برای خودتان یک برنامه ریزی کرده باشید که تا زمان مشخصی، میزان مشخصی از کار پیش بروید. اما در میانه راه برایتان اتفاقی بیفتد که به طور کلی مسیر برنامه ریزی شما را تغییر دهد. در چنین وضعیتی، شما در صورتی که انعطاف پذیری لازم برای این کار را نداشته باشید ممکن است دچار مشکل شوید و ممکن است از ادامه راه منصرف شوید و یا اینکه ممکن است فکر کنید که ادامه دادن این کار برایتان بیهوده می باشد. این در صورتی است که اگر شخص انعطاف پذیری باشید به راحتی می توانید این مشکل خودتان را حل کنید و به راهتان ادامه دهید.

5) بخش مقدمه پایان نامه را آخر همه بنویسید.

نوشتن بخش مقدمه برای پایان نامه تان کار آسانی می باشد. بنابراین بهتر است که به سرعت از این بخش عبور کنید و به سراغ بخش‌های دیگری بروید که برایتان سخت‌تر می‌باشد. این موضوع مخصوصاً برای آن دسته از دانشجویانی که قصد دارند تا پایان نامه‌هایی بنویسند که از نظر محتوایی خیلی سنگین می باشند صدق می‌کند. در چنین مواردی شما باید در ابتدا به سراغ بخش سنگین و سخت کارتان بروید و بخش راحت پایان نامه کارشناسی ارشد و رساله دکتری که همان بخش معرفی و مقدمه می باشد را برای آخر کار رها کنید.

در صورتی که شما بخواهید بخش‌های پایان نامه را به ترتیب انجام دهید؛ ممکن است در ابتدا که نوبت به بخش اول کار است (بخش مقدمه) زمان زیادی را صرف این بخش کنید بنابراین وقتی که به بخش های سخت کار (که در حقیقت بخش های اصلی و بدنه اصلی پایان نامه می باشند) رسیدید؛ وقت کمی داشته باشید که به این بخش ها بپردازید بنابراین همین موضوع ممکن است باعث شود که در نوشتن پایان نامه دچار مشکل شوید و یا اینکه پایان نامه ای که می نویسید از کیفیت مطلوبی برخوردار نباشد. بنابراین سعی کنید بخش اصلی پایان نامه را اول از همه انجام دهید.

6) به خودتان استراحت بدهید.

یکی از بزرگترین اشتباهاتی که افرادی که می خواهند پایان نامه بنویسند مرتکب می شوند این است که آنها فکر می‌کنند که کار نوشتن پایان نامه کاری است که باید آن را بدون استراحت کردن انجام داد. این موضوع یک اشتباه بزرگ است. در صورتی که شما فکر می‌کنید که کار پایان نامه نویسی را باید بی وقفه و بدون داشتن تفریحات انجام دهید سخت در اشتباه می‌باشید! حقیقت این است که شما باید برخی اوقات به خودتان استراحت دهید. در صورتی که تا جایی کار کردید و متوجه شدید که ذهنتان خسته شده است؛ وقت آن رسیده است که به خودتان استراحت بدهید تا خستگی ذهنتان از بین برود و دوباره برگردید و کار را از سر بگیرید. به عنوان مثال در صورتی که احساس کردید که ذهنتان خسته شده است می توانید آن روز را به طور کامل استراحت کنید و به تفریح بروید و یا هر کار دیگری که می تواند منجر شود که شما دوباره تمرکزتان را باز می‌یابید انجام دهید. این کار به شما کمک می کند تا بتوانید دوباره با دقت بیشتر و تمرکز بیشتری کارتان را از سر بگیرید.

7) سعی کنید از همان ابتدای کار، هر چند وقت یک بار فیدبک بگیرید.

از دیگر کارهایی که افرادی که پایان نامه می‌نویسند باید انجام دهند این است که آنها باید حتماً هر چند وقت یک بار، کار خودشان را به استادان راهنما و یا افرادی که قرار است آنها را برای انجام پایان‌نامه راهنمایی کنند نشان دهند تا سعی کنند، راهنمایی‌های مناسبی را درباره چگونگی انجام ادامه کار از آنها بگیرند. عمل کردن به این توصیه خیلی مهم است به این دلیل که ممکن است که شما در برخی از مراحل انجام کار نوشتن پایان نامه اشتباهاتی انجام دهید که خودتان هم نفهمیده باشید که این اشتباهات را انجام داده اید و سپس در صورتی که هر چند وقت یک بار در طول پروسه انجام پایان نامه آن را به استاد راهنما نشان دهید و سعی کنید تا از او کمک بگیرید؛ مشکلی برایتان پیش نخواهد آمد. اما در صورتی که چنین اشتباهی را مرتکب شده باشید و پیش استاد راهنما نروید؛ برایتان مشکل ایجاد می‌شود و اشتباهتان ادامه پیدا می‌کند و در این صورت ممکن است کارتان شدیداً خراب شود.

8) مراقب سلامتی خودتان باشید.

این که شما می خواهید برای خودتان یک پایان نامه بنویسید دلیل نمی شود که اصلاً توجهی به سلامتی خودتان نکنید! شما باید این نکته مهم را درنظر داشته باشید که در صورتی که می‌خواهید یک پایان نامه خوب بنویسید؛ بهترین روش این است که سلامتی فیزیکی و روانی خودتان را حفظ کنید. یک ضرب المثل قدیمی است که می‌گوید: "عقل سالم در بدن سالم است" بنابراین در صورتی که می‌خواهید کارتان را به خوبی انجام دهید باید بدن سالمی هم داشته باشید و به وضعیت جسمانی خودتان اهمیت دهید و همچنین سلامتی فیزیکی خودتان را نیز تضمین کنید.

شما به عنوان فردی که می خواهد پایان نامه بنویسد باید در کنار برنامه‌های معمولی که دارید برنامه های ورزشی را هم داشته باشید و در کارتان قرار دهید. به عنوان مثال می‌توانید برای خودتان برنامه های روزانه پیاده روی و یا برنامه‌های دیگر ورزشی و مفرح را قرار دهید که به بدنتان کمک شود که سالم تر بمانید. علاوه بر آن شما اید به اندازه کافی بخورید، به اندازه کافی بخوابید و فعالیت‌های فیزیکی روزمره خودتان را داشته باشید. حتی یک نرمش چند دقیقه ای در کنار کارتان هم می‌تواند به شما کمک زیادی بکند.

9) از استاد راهنما به خوبی استفاده کنید.

آخرین مورد که البته کم اهمیت ترین مورد هم نمی باشد(حتی می توان گفت که یکی از مهم ترین نکته هایی است که باید به هنگام انجام پایان‌نامه کارشناسی ارشد و رساله دکتری به آن توجه داشته باشید) استفاده از استاد راهنماست. البته درست است که وقتی که می خواهید پایان نامه بنویسید منابع و مراجع زیادی را در اختیار دارید؛ اما بهتر است حتماً بدانید که چگونه از استاد راهنما استفاده کنید. شما باید همواره با این استاد راهنما در ارتباط باشید و سعی کنید تا از این فرد راهنمای و کمک های لازم را بگیرید. در غیر این صورت کارتان با سختی‌هایی مواجه خواهد شد و نخواهید توانست تا کار را به شیوه ای که دوست دارید انجام دهید. این استاد راهنما فردی است که تجربه زیادی در حوزه کاری شما دارد و می تواند به شما کمک زیادی بکند. این فرد آماده است تا به تمام سوالاتی که شما در این زمینه دارید پاسخ دهد و البته شما باید کار را خودتان انجام دهید و در صورتی که سوالی برایتان پیش آمد از او بپرسید. شما باید یاد بگیرید که چگونه از او استفاده کنید و چگونه از اطلاعاتش استفاده نمایید و از او کمک بگیرید.


نوشته شده در تاريخ دوشنبه 27 مرداد 1399 توسط businessplan453

4 ويژگي كه براي انتخاب نام برندتان بايد در نظر داشته باشد!

 

1) بايد در يادها بماند. 

اولين ويژگي كه نام برند شما بايد داشته باشد اين است كه بايد در خاطره هاي مشترياني كه نام آن را شنيده اند بماند. اين نام بايد به گونه اي باشد كه افرادي كه به عنوان مشتري به شركت شما مي آيند بايد بتوانند تا اين نام را در ذهنشان به خاطر بسپارند.

البته انتخاب كردن نامي كه براي برند انتخاب مي كنيد بستگي به پارامترهاي مختلفي دارد از جمله انتخاب اين نام بستگي به نوع تجارت و شركتي كه داريد و نوع فرآورده هايي كه توليد مي كنيد (و يا نوع سرويس هايي كه ارايه مي دهيد) و عوامل مختلف و متعدد ديگري دارد ولي شما بايد با توجه به تمام اين پارامترها و عوامل كاري كنيد كه نام برندي كه براي خودتان انتخاب مي كنيد به گونه اي باشد كه افرادي كه به عنوان مشتريان شما شناخته مي شوند بتوانند آن را به خاطر بسپارند. معمولا گفته مي شود كه نام هايي كه كمتر از سه بخش هستند؛ بيشتر از نام هايي كه داراي چهار بخش يا بيشتر از چهار بخش هستند در يادها مي مانند بنابراين كوتاه بودن نام را فراموش نكنيد!

2) "منحصر به فرد بودن" عامل مهمي است! 

يكي ديگر از عواملي كه در بالا بردن و يا پايين آوردن كيفيت نام برند تاثير بسيار زيادي دارد منحصر به فرد بودن اين نام مي باشد. شما بايد كاري كنيد كه نام برندتان منحصر به فرد باشد. به اين معني كه با توجه به نوع شركتي كه داريد و نوع كارهايي كه انجام مي دهيد بايد نام برند را به گونه اي انتخاب كنيد كه نسبت به نام هاي ديگري كه در اين رابطه وجود دارند حالت منحصر به فرد بودن بيشتري داشته باشد. به عنوان يك مثال بسيار مناسب از نامي كه حالت منحصر به فرد دارد؛ نام برند "گوگل" را درنظر مي گيريم. اين برند داراي نامي كاملا منحصر به فرد مي باشد كه نشان دهنده اين است كه اين نام نام موفقي در اين رابطه مي باشد.

بنابراين در صورتي كه شما مي خواهيد نامي را براي شركتتان انتخاب كنيد بهتر است كاري كنيد كه اين نام حالت منحصر به فرد داشته باشد كه البته در اينجا ميزان خلاقيتي كه فرد دارد هم مي تواند تاثير زيادي را بر روي منحصر به فرد بودن اين نام داشته باشد و در اين راه بايد خلاقيت خودتان را هم نشان دهيد.

3) به كوتاهي نام توجه كنيد. 

از ديگر پارامترهايي كه بايد حتما به هنگام انتخاب كردن نام يك شركت به آن توجه داشته باشيد؛ كوتاه بودن نام است. به عنوان مثال، نام ناسا را درنظر بگيريد. NASA مخفف عبارت National Aeronautics and Space Administration به معني "مديريت بخش هوانوردي و فضايي ملي" مي باشد كه به صورت خلاصه حرف اول از هر كدام از كلمات اين عبارت انتخاب شده است و نهايتا يك نام ساده و كوتاه بوجود آمده است كه ما آن را به عنوان ناسا مي شناسيم. بنابراين حتي در صورتي كه شما بخواهيد نام هايي را براي شركت خودتان انتخاب كنيد كه داراي بخش هاي طولاني باشند مي توانيد با مخفف كردن آنها را كوتاه كنيد. مثال ديگري در اين رابطه شركت Skype مي باشد. اين نام مخفف عبارت Sky Peer-to-Peer مي باشد كه اشاره به تكنولوژي دارد كه در آن مي توان با استفاده از تجهيزات هوايي كاري كرد كه افراد به صورت تصويري با همديگر تماس برقرار كنند. اما اين نام به صورت مخفف بكار برده شده است به اين دليل كه استفاده نام به اين شيوه مي تواند مفيدتر باشد.

4) زبان محلي خودتان را هم درنظر داشته باشيد. 

درست است كه انگليسي زبان رسمي در بسياري از مجامع مي باشد ولي شما مي توانيد براي اينكه ارتباط صميمي تري را با مشتريانتان برقرار كنيد در برخي از اوقات از زبان غيرانگليسي هم استفاده كنيد. به عنوان مثالي در اين رابطه مي توان BMW را مثال زد. اين نام مرتبط با واژه هاي غيرانگليسي Bayerische Motoren Werke مي باشد. و يا مثال ديگر در اين رابطه شركت Ikea مي باشد.

در هر صورت، بايد به اين نكته توجه داشته باشيد كه يكي از مهم ترين پارامترهايي كه مي تواند در آينده تعيين كننده ميزان موفقيت و يا شكست شما در كارهايتان باشد؛ پارامتر نامي است كه شما براي برندتان انتخاب مي كنيد. در صورتي كه نامي كه براي برندتان انتخاب كرده ايد مناسب باشد و به گونه اي باشد كه توجه مخاطبين به آن جلب شود؛ مي توانيد انتظار داشته باشيد كه كارتان به خوبي پيش رود و در صورتي كه پارامترهاي ديگر را هم داشته باشيد؛ مي توانيد يك شركت موفق داشته باشيد اما در صورتي كه نامي كه براي برندتان انتخاب مي كنيد نامي نامناسب باشد حتي در صورتي كه پارامترهاي ديگر را هم رعايت كنيد؛ شانس موفقيتتان پايين است.


نوشته شده در تاريخ شنبه 25 مرداد 1399 توسط businessplan453

چگونه در هشت قدم آسان یک برنامه تجاری ساده بنویسید

 

تقریبا همه کسب و کار های جدید نیازمند یک برنامه تجاری هستند تا با موفقیت از استارتاپ (شروع کار) به یک کسب و کار جا افتاده، تبدیل شوند. برای اینکه برنامه تجاری ابزاری موفق برای صاحبان کسب و کارهای کوچک باشد، نیازی نیست که طولانی بوده یا نوشتن آن چندین ماه طول بکشد.

این تمرین، شروعی ساده و تقریبا آسان برای آغاز فرآیند برنامه تجاری را با پرسیدن چندین سوال جدی در مورد کسب و کارتان، هدفتان و برنامه های آینده تان فراهم می نماید.

نتیجه نهایی یک برنامه تجاری ساده و مختصر خواهد بود که می توانید از آن همانگونه که هست به عنوان یک نقطه شروع برای برنامه ریزی های تجارتی سنتی تر استفاده نمایید.

در حالی که این مراحل به عنوان یک میانبر برای ایجاد برنامه تجاری سنتی خواهد بود، اما بدین معنی نیست که برای همه مناسب می باشد. به این معنی است که شما باید اطلاعات منحصر به کسب و کار خودتان را جمع آوری کنید تا برنامه ای که کاملا برای شما مفید است را به وجود بیاورید. در عین حالی که درک درستی از اهداف تجاری و مالی تان دارید، خود را برای انجام تحقیقاتی در مورد صنعت و رقابت هایتان آماده سازید.

۱- چشم انداز

با پاسخ به این سوالات تصویری که از کسب و کارتان دارید را مجسم کنید: چه چیزی را خلق می کنید؟ کسب و کارتان در یک سال، سه سال و پنج سال به چه شکلی خواهد بود؟

۲ - ماموریت

ماموریت شما چیست؟ چرا این کسب و کار را آغاز می کنید و هدف تان از آغاز آن چیست؟

۳- اهداف

اهداف کلی خود را با ترسیم مهمترین اهداف تجاری تان فهرست کنید و به این سوال پاسخ دهید: آیا اهداف تجاری تان اسمارت (SMART) (مشخص، قابل اندازه گیری، در دسترس، مرتبط، زمان دار) هستند؟

موفقیت تان را در رسیدن به این اهداف چگونه اندازه گیری می کنید؟

۴- استراتژی ها

استراتژی های کسب و کارتان را با پاسخ به این سوال ها بنویسید: چگونه قرار است کسب و کارتان را بسازید؟ چه چیزی را به فروش می رسانید؟ پیشنهادات منحصر بفرد فروش شما چیست (چه چیزی کسب و کار شما را از رقبایتان متمایز می کند)؟

۵ - سرمایه راه اندازی

کل سرمایه راه اندازی که شما برای شروع کسب و کارتان نیاز دارید، چقدر است؟

۶ - هزینه های پیش بینی شده

هزینه های پیش بینی شده ماهانه کسب کارتان بلافاصله پس از راه اندازی، بعد از سه ماه، بعد از شش ماه، بعد از یک سال را چقدر تخمین می زنید؟

7- درآمد دلخواه

درآمد دلخواه ماهانه کسب و کارتان بلافاصله پس از راه اندازی، بعد از سه ماه، بعد از شش ماه و بعد از یک سال را چقدر تخمین می زنید؟

۸ - برنامه عملیاتی

برنامه عملیاتی تان را با پاسخ به سوالات زیر ایجاد کنید: آیتم ها و تکالیف عملیاتی مشخصی که باید هم اکنون آن ها را کامل کنید، کدام ها هستند؟ مقصد مهم بعدی چیست؟ این مقاصد چه چیزی را باید محقق کنند تا شما را به اهدافتان برسانند؟

بعد از اینکه هر کدام از این مراحل را پشت سر گذاشتید، یک برنامه تجاری کارا خواهید داشت که می‌توانید بلافاصله از آن برای شروع کسب و کارتان استفاده نمایید. اگر تصمیم گرفتید که این برنامه را توسعه دهید و آن را به برنامه تجاری سنتی تری تبدیل نمایید، آموزش های برنامه های تجاری به شما کمک خواهد کرد.


نوشته شده در تاريخ دوشنبه 06 مرداد 1399 توسط businessplan453

هفت مرحله برای نوشتن طرح توجیهی

 

1) یک تحلیل اولیه انجام دهید.

کار را با برنامه ریزی کردن شروع کنید. باید بر روی نیازهای اولیه، بازاری که در آن تقاضا بیشتر از عرضه است و این که آیا محصول یا خدمات شما دارای مزیت خاصی می باشد یا خیر؟

2) یک بیانیه درآمدی آماده کنید.

در این مرحله شما باید از عقب به جلو پیش بروید. با درآمدی که از پروژه انتظار دارید شروع کنید و سپس مشخص کنید که برای رسیدن به این درآمد نیاز به چه میزان سرمایه ای دارید. وقتی این موارد را مشخص کردید، می توانید اساس بیانیه مالی خو را مشخص سازید. مواردی که در این جا باید مورد بررسی قرار دهید شامل مواردی مانند چه سرویس‌هایی مورد نیاز هستند و چه هزینه ای دارند و ... .

3) یک نظرسنجی یا تحقیقات بازار انجام دهید.

این مرحله یکی از مهم ترین مرحله‌های موفقیت طرح توجیهی است. بنابراین تا جایی که ممکن است، این مرحله را جدی بگیرید. چون خیلی مهم است در صورتی که یک سازمانی منابع مورد نیاز برای انجام دادن یک نظرسنجی مناسب را نداشته باشد، باید حتماً از خارج سازمان فردی را برای انجام این کار استخدام نماید. انجام تحقیقات بازار به شما یک تصویر واضحی از درآمدهایی که می توانید از انجام کار انتظار داشته باشید می دهد. شما برای این کار نیاز به برخی از پارامترها مانند تاثیر جغرافیا بر روی بازار، اطلاعات مردمی، تحلیل رقبا، ارزش بازار و آن چه که قرار است سهم شما باشد را دارید.

4) برنامه ریزی برای سازماندهی و عملکرد سازمان

هنگامی‌که کار مربوط به مرحله‌های قبلی انجام شد و اساس طرح توجیهی شکل گرفت، زمان آن می رسد که برنامه ریزی اصلی مقدماتی درباره سازمان صورت گیرد. این برنامه ریزی باید عمیق و شامل تمام هزینه‌های استارت آپ، سرمایه گذاری های ثابت و هزینه‌های عملیاتی باشد همچنین این هزینه‌ها می‌توانند مربوط به هزینه‌هایی مانند تجهیزات، بازاریابی، پرسنل، زنجیره تأمین و غیره باشند.

5) یک جدول مربوط به افتتاحیه و شروع کارتان تهیه کنید.

این جدول شامل تخمینی از دارایی‌هایی می باشد که در روز اول کار به آن نیاز دارید. اطلاعات مربوط به این جدول باید تا جایی که ممکن است باید دقیق باشد. شما برای این کار می‌توانید از یک لیستی استفاده کنید که شامل منابع، هزینه‌ها و بودجه موجود است. همچنین باید درباره خرید زمین، ملک، ساختن تجهیزات، تامین بودجه ها و دارایی ها نیز مطالبی در آن قرار دهید.

6) تمام داده ها را مرور کرده و آن ها را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهید.

تمام این مرحله‌ها مهم هستند. ولی مرور و تحلیل داده‌ها به خصوص برای اطمینان حاصل کردن از این که همه چیز همان طوری است که باید باشد و هیچ چیز نیازمند تغییر و بازنگری نیست؛ مهم است. از این رو، لازم است برای مرور نهایی طرح توجیهی زمان بگذارید و دوباره مرحله هایی را که در گذشته طی کرده اید مانند بیانیه درآمد و غیره را بررسی کنید و آن ها را با هزینه‌ها مقایسه نمایید. ببینید آیا واقعاً این آمار و ارقام واقع گرایانه هستند؟ همچنین در این زمان شما می توانید درباره ریسک ها فکر کنید و آن ها را تحلیل و مدیریت نمایید.

7) برای رفتن یا نرفتن تصمیم بگیرید.

اکنون شما در مرحله ای قرار دارید که می توانید تصمیم بگیرید که آیا انجام این کار برای شما امکان پذیر می باشد یا خیر. در این مرحله کار تصمیم گیری برایتان آسان می شود چون تمام مرحله‌های قبلی انجام شده‌اند که شما به این مرحله برسید. قبل از این که تصمیم به انجام دادن یا انجام ندادن کار را بگیرید، باید برخی از چیزهای دیگری مانند را نیز درنظر داشته باشید مانند این که آیا انجام این کار نیازمند زمان و تلاش و هزینه ای هستد که برایش صرف می شود یا خیر.

بر این اساس، نه بخش اساسی یک طرح توجیهی به قرار زیرند:

- خلاصه اجرایی

- توصیف محصول/خدمات

- ملاحظات تکنولوژیکی

- بازار محصول/خدمات

- استراتژی بازاریابی

- سازمان/کارکنان

- جدول زمانبندی

- پروژه‌های مالی

- یافته ها و پیشنهادات

که البته بخش نهایی به زیربخش‌های تکنولوژی، بازاریابی، سازمان و یافته‌های مالی و توصیه‌ها تقسیم می شود.

گروه کلید(ksykg) می‌تواند کیفیت طرح توجیهی شما را ارتقا دهد. گروه کلید(ksykg) دارای کادر تخصصی می باشد که به نرم افزار کامفار تسلط دارند و می‌توانند به شما در انجام دادن پروژه کمک کنند. شما با استفاده از نرم افزار کامفار می‌توانید تحلیل‌های درست و علمی مربوط به طرح توجیهی خود را انجام دهید و نهایتاً می توانید طرح توجیهی را بهتر بنویسید. اگر برای طرح توجیهی خود برنامه‌ای دارید، می‌توانید برنامه خودتان را به شکل لیستی در این نرم افزار آپلود کنید و بخش زیادی از ادامه کار را بر عهده نرم افزار قرار دهید. بنابراین در صورتی که تصمیم گرفتید که پروژه ای در این رابطه را ایجاد کنید می توانید این کار را با استفاده از نرم افزار انجام دهید. این نرم افزار می تواند به شما در مانیتور کردن فرآیند و تهیه گزارش درباره آن کمک کند.


نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه 31 تیر 1399 توسط businessplan453

طرح توجیهی چیست؟

 

یک طرح توجیهی، تنها یکی از قدم هایی است که شما در طول طی کردن یک مسیر طولانی باید بردارید. اگر بخواهیم ساده بگوییم، یک طرح توجیهی، یکی از مهمترین قسمت‌های یک پروژه است. در صورتی که این طرح توجیهی نتواند پروژه را مورد حمایت قرار دهد، پروژه ای در کار نخواهد بود!

بیایید با یک تعریف ساده از طرح توجیهی شروع کنید. طرح توجیهی در حقیقت سنجشی از عملی بودن یک طرح و یا روش پیشنهادی است. دقیقاً همان طور که از نامش پیداست: طرح "توجیهی"، بیان می کند که آیا انجام این پروژه "از نظر اقتصادی و سایر عوامل توجیه پذیر است؟" به عنوان مثال آیا تکنولوژی طرحی را که پیشنهاد می کنید، را دارید؟ آیا انسان ها و ابزارها و منابع لازم برای کار را دارید؟

در طرح توجیهی، پتانسیلی که یک پروژه برای موفقیت دارد را مورد بررسی قرار می دهد. طرح توجیهی شامل 5 حوزه مختلف است که شامل موارد زیر می شود:

حوزه تکنیکی

 در این حوزه منابع تکنیکی که برای سازمان در دسترس قرار دارند، مورد بررسی قرار می گیرند. طرح توجیهی در این زمینه به سازمان ها کمک می‌کند که تعیین کنند که آیا منابع تکنیکی می توانند پاسخگوی ظرفیت ها باشند؟ این حوزه شامل ارزیابی سخت افزاری، نرم افزاری و سایر حوزه‌ها می باشد.

حوزه اقتصادی

این حوزه شامل تحلیل‌های سود/هزینه ای است که از پروژه انجام می شود. این روش به سازمان ها کمک می کند تا میزان هزینه و میزان سودی را که از انجام پروژه بدست می‌آورند را قبل از انجام پروژه مشخص کنند. با انجام این تحلیل ها بر اعتبار پروژه افزوده می شود و تصمیم گیران می توانند مزیت های مثبت اقتصادی که انجام این پروژه برای سازمان خواهد داشت را بررسی کنند.

حوزه قانونی

در این حوزه بررسی می شود که آیا جنبه های گوناگون پروژه ای که قرار است آن را آغاز کنید، با مقررات قانونی مانند قوانین محلی، قوانین حریم خصوصی داده‌ها و قوانین مربوط به شبکه های اجتماعی منافاتی دارد یا خیر. به عنوان مثال فرض کنید که یک سازمانی می خواهد در یک محل خاص، یک ساختمان جدیدی به عنوان دفتر کارش ایجاد کند. طرح توجیهی در این حوزه به کارآفرین کمک می‌کند که مکان ایده آل مربوط به سازمان تعیین و بررسی شود که آیا مکان انتخاب شده برای تجارتی که مرتبط با این نوع بازار است مناسب می باشد یا خیر.

حوزه عملیاتی

در این حوزه بررسی می شود که آیا می توان نیازهای یک سازمان بعد از اتمام پروژه برطرف کرد؟ مطالعاتی که در این حوزه انجام می شوند همچنین بررسی می‌کنند که یک پروژه جدید تا چه میزانی می‌تواند احتیاجاتی که برای یک سازمان وجود دارد را برآورده کنند؟

حوزه زمان بندی

این حوزه مهم ترین بخش از تحقیق برای نوشتن طرح توجیهی می باشد. چون اگر پروژه ای در زمان مورد نیازش کامل نشود، شکست می خورد. در این حوزه شروع تا پایان پروژه از نظر زمانی تخمین زده می شود.

شکل طرح توجیهی:

تحلیلی از پروژه ای که قرار است به انجام برسانید؛ برای این که تعیین کنید که آیا انجام آن شدنی است و آیا ارزش دارد که جلو بروید؟

هنگامی که این حوزه ها مورد سنجش قرار گرفتند؛ طرح توجیهی نوشته می‌شود. با استفاده از این طرح شما می‌توانید هرگونه محدودیتی (شامل محدودیت‌های درونی مانند محدودیت‌های تکنیکی، تکنولوژیکی، بودجه، منابع و غیره و محدودیت‌های بیرونی مانند محدودیت‌های مالی، بازاریابی و غیره) را که پروژه تان ممکن است با آن روبرو شود را از بین ببرید.


نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه 31 تیر 1399 توسط businessplan453
معرفی پرفروش ترین کتاب های انتشارات کلید پژوه (دسته کتاب های اقتصاد و مدیریت) معرفی پرفروش ترین کتاب های انتشارات کلید پژوه (دسته کتاب های روانشناسی) نکات مهم در نگارش بیزینس‌پلن یا برنامه کسب‌وکار طرح توجیهی کسب و کار : راهنمای مراحل تهیه و نوشتن طرح توجیهی چیست 100توصیه برای این که در نوشتن طرح تجاری موفق شوید! (بخش دوم) 100 توصیه برای این که در نوشتن طرح تجاری موفق شوید! (بخش اول) 9 نکته مهم که برای نوشتن پایان نامه باید به آن توجه داشته باشید.
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران